تعداد نشریات | 418 |
تعداد شمارهها | 9,997 |
تعداد مقالات | 83,560 |
تعداد مشاهده مقاله | 77,820,171 |
تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 54,855,826 |
مؤلفههای کلان تأثیرگذار بر توسعه آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پژوهش های حسابداری مالی و حسابرسی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوره 15، شماره 58، تیر 1402، صفحه 67-118 اصل مقاله (957.2 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شناسه دیجیتال (DOI): 10.30495/faar.2023.702105 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مهدی پیری سقرلو1؛ آرش تحریری* 2 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
1گروه حسابداری، واحد تنکابن، دانشگاه آزاد اسلامی، تنکابن، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
2گروه حسابداری، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، تهران، ایران. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چکیده هدف: هدف این پژوهش، بررسی مؤلفههای کلان تأثیرگذار بر توسعه آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران میباشد. روش پژوهش: روش تحقیق پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کیفی است. جامعه آماری این پژوهش اساتید حسابداری دانشگاههای برتر ایران که در پیدایش و توسعه حسابداری دانشگاهی در ایران تأثیرگذار بودهاند میباشد. راهبرد نمونهگیری این پژوهش نمونهگیری مبتنی بر هدف است. روش گردآوری دادهها، مصاحبه غیرساختارمند بوده که در سالهای 1398 و 1399 انجام شده است. یافتهها: تحلیل ها نشان میدهد که 10 مؤلفه کلان (مؤلفههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، پدیدههای اجتماعی و تاریخی، دولت، الزامات قانونی، حسابخواهی و حسابدهی، دانشگاهها و سایر مراکز و نهادها، ارتباطات آموزشی و پژوهشی و صلاحیت و شایستگی دانشگاهها)، بر توسعه آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران تأثیرگذار است. نتیجهگیری: از میان سازههای دهگانه برآمده از نتایج پژوهش حاضر عواملاقتصادی، سیاسی و دولت بیشترین تأثیر را بر توسعه آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران داشته است. همچنین اقتصاد و سیستم آموزش عالی دولتی در ایران به عنوان مانعی در توسعه آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران شناسایی شد. یافته های این پژوهش میتواند به تصمیمگیرندگان در حوزه آموزش حسابداری در دانشگاههای کشور در راستای توسعه آموزش حسابداری کمک نماید | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
واژههای کلیدی: آموزشعالی؛ آموزشحسابداری؛ رشتهحسابداری؛ دانشگاههای ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مؤلفههای کلان تأثیرگذار بر توسعه آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران
چکیده هدف: هدف این پژوهش، بررسی مؤلفههای کلان تأثیرگذار بر توسعه آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران میباشد. روش پژوهش: روش تحقیق پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کیفی است. جامعه آماری این پژوهش اساتید حسابداری دانشگاههای برتر ایران که در پیدایش و توسعه حسابداری دانشگاهی در ایران تأثیرگذار بودهاند میباشد. راهبرد نمونهگیری این پژوهش نمونهگیری مبتنی بر هدف است. روش گردآوری دادهها، مصاحبه غیرساختارمند بوده که در سالهای 1398 و 1399 انجام شده است. یافتهها: تحلیل ها نشان میدهد که 10 مؤلفه کلان (مؤلفههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، پدیدههای اجتماعی و تاریخی، دولت، الزامات قانونی، حسابخواهی و حسابدهی، دانشگاهها و سایر مراکز و نهادها، ارتباطات آموزشی و پژوهشی و صلاحیت و شایستگی دانشگاهها)، بر توسعه آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران تأثیرگذار است. نتیجهگیری: از میان سازههای دهگانه برآمده از نتایج پژوهش حاضر عواملاقتصادی، سیاسی و دولت بیشترین تأثیر را بر توسعه آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران داشته است. همچنین اقتصاد و سیستم آموزش عالی دولتی در ایران به عنوان مانعی در توسعه آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران شناسایی شد. یافته های این پژوهش میتواند به تصمیمگیرندگان در حوزه آموزش حسابداری در دانشگاههای کشور در راستای توسعه آموزش حسابداری کمک نماید. واژههای کلیدی: آموزشعالی، آموزشحسابداری، رشتهحسابداری، دانشگاههای ایران. 1- مقدمه رشتههایعلمی، شاخهای خاص از یادگیری یا مجموعهای از دانش خاص هستند که فعالیتهای تحقیقات علمیو یافتههای حاصل از آن علم را شامل شده و به عنوان ساختارهای سازمان یافته درچارچوب دانشگاه عمل میکنند. این ساختارها یک شبکه شناختی و اجتماعی را برای ارتقای دانش فراهم مینمایند. توسعه رشتههای دانشگاهی در مسیرهای مختلفی اتفاق میافتد.گسترش پیکره علوم مختلف حاصل افزایش نظریهها، اصول و روشهای بنیادین و پایههای کاربردی رشتههایی است که بر مسائل کاربردی و عملی وابسته به حوزههای خاص تمرکز دارند و اغلب موجب شکلگیری هویت رشته دانشگاهی گردیده است (قرونه، ثنائیپور، امامی، 1397). فلسفه وجودی نهاد آموزشعالی، توسعه علمیو توانمندی جامعه در علم، فناوری وگسترش فرهنگ، اقتصاد و فناوری ملی است (رجبزاده، مرتضوی، دوستار، آخوندی، 1399). آموزش عالی در تمامیکشورهای جهان ادامه آموزشهای اختصاصی است، درصورتیکه برون دادههای این مرکز بتواند منطبق بر اهداف متعالی تربیت شوند، قادر خواهند بود که سکاندار پیشرفت و تعالی جامعه بزرگ ایران باشند. به طور کلی رشتههای تحصیلی در پاسخ به نیازهای موجود در جامعه ایجاد میشود. رشته حسابداری نیز همانند علوم دیگر در پاسخ به نیازهای اقتصادی، اجتماعی به وجود آمده است و با توجه به تغییرات سریع و رشد روزافزون جوامع، این رشته نیز تحول یافته و اکنون به عنوان یکی از رشتههای مهم تحصیلی به شمار رفته و با تقاضای فزایندهای نیز روبرو گردیده است. حسابداری رشتهای است که آثار مالی ناشی از تصمیمگیریهای اقتصادی را منعکس میسازد و آنها را در قالب اعداد و ارقام ارائه مینماید، همچنین به ارزیابی فعالیتهای اقتصادی میپردازد و اطلاعاتی را جهت تصمیمگیری ارائه میکند، یعنی در واقع، حسابداری به مدیریت یا مالکیت شرکتها و بنگاههای اقتصادی و سایر استفادهکنندگان، گزارشهایی از رویدادهای مالی ارائه میکند (شورورزی، کده، معقول، 1392). آموزش یک امر بسیار مهم برای پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی و همچنین پیشرفت آموزش عالی بهحساب میآید و تأکید بر بهبود کیفیت و کارایی و نوآوری در زمینه عرضه آموزش باعث برطرف کردن و توسعه نیازهای فردی و انطباق با نیازهای جامعه و توسعه و رفع نیازهای آینده میشود. نظام آموزشی حسابداری در هر کشوری با توجه به نیازهای بومیهمان کشور تدوین میشود. آموزش حسابداری را میتوان به تاریخچه حسابداری متصل نمود با توجه به تاریخ و براساس مدارک کشف شده و بررسی دانشمندان، قدمت حسابداری در جهان به ۶۰۰۰ سال قبل میرسد، پس وقتی که تاریخچه حسابداری قدمت بالایی دارد طبیعتاً آموزش آن نیز هم قدمت بالایی دارد. در توسعه اقتصادی هر کشور، نظام حسابداری وظیفه فراهم ساختن اطلاعات مالی دقیق، به موقع و قابل اطمینان مورد نیاز برای مراحل گوناگون فرایندهایی چون تهیه، اجرا و کنترل پروژه های توسعهای را به عهده دارد. در نتیجه، این واقعیت را نمیتوان کتمان نمود که در کشورهای درحال توسعهای مانند ایران، گسترش و توسعه حسابداری بخشی از زیرساختهای لازم برای رسیدن به اهداف توسعه اقتصادی را تشکیل میدهد. با توجه به اینکه ترویج علم و دانش از طریق آموزش صحیح میسر است به منظور اعتلاء و رساندن حسابداری به جایگاه واقعی خود در ایران باید برای آموزش آن اهمیت قائل شد. امروزه کشورهای مختلف جهان از ساختارهای آموزشی متفاوتی برخوردار هستند که طبیعتاً ساختارهای فوق در هر کشوری بنا بر سیاستها، برنامهها و اهداف مورد نظر آن کشور متفاوت است (رحیمیباغی، طهماسبی، 1392). از منظر دیگر حسابداری از علوم اجتماعی است که آثار خود را بر جامعه میگذارد و همچنین در اثر توسعه نیازها و خواستهای جوامع در خودش تغییرات شگرفی را مشاهده میکند. (اقدام مزرعه، نیکومرام، رهنمای رودپشتی، بنی مهد، 1398). در این بین عوامل متعددی از قبیل میزان مبادلات و ارتباطات بینالمللی با سایر کشورها، سطح توسعه اقتصادی، ماهیت واحدهای تجاری و رابطه آنها با ارائهدهندگان سرمایه، محدودیتهای سیاسی و اقتصادی، ساختارقانونی، قوانینمالیاتی، سطح تورم و سطح آموزش، عوامل محیطی مهمیهستند که بر فرآیند آموزش حسابداری تأثیر میگذارند. دیانتی دیلمی(1399) معتقد است، بخش بزرگی از مشکلات در سطح دانشگاهی آموزش حسابداری نیز از وضعیت نامطلوب زیستبوم آموزش عالی در سطح مدیریت (وزارت علوم، تحقیقات و فناوری)، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، حرفهای به آنها تحمیل میشود (دیانتی دیلمی، 1399). از منظر ضرورت انجام پژوهش میتوان گفت، پژوهشهای انجام شده در حوزه توسعه حسابداری، بیشتر به بررسی و مطالعه توسعه حسابداری به معنای عام پرداختهاند و به صورت خاص توسعه آموزش حسابداری در دانشگاهها و عوامل مؤثر بر آن مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار نگرفته است. همچنین جنبه دیگر نوآوری این پژوهش این است که میتوان با اجرای آن با افرادی که در پیدایش، توسعه و شکل دادن به آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران فعالیت میکنند مصاحبه و نظرات مکنون در سینه آنان را دریافت و تجزیه و تحلیل و تبیین کرد. با توجه به اینکه اکثر پژوهشهای انجام شده در ارتباط با حوزه آموزش حسابداری در ایران به بررسی موانع و عوامل مؤثر بر آموزش و توسعه حسابداری پرداخته است و هیچکدام از محققان به دانستهها و تجربیات مکنون و زیسته کسانی که از خبرگان و قدمای آموزش حسابداری دانشگاهی در ایران هستند، مراجعه نکردهاند، تا اینکه سیر تطور و راه پیموده شده و مؤلفههای درگیر با آموزش حسابداری در دانشگاههای ایران را مورد بررسی قرار دهند و نسبت به بررسی و مستندسازی آن اقدام نمایند. در پژوهش حاضر با مراجعه به دانستهها، تجربیات و مسیر پیموده شده کسانی که از خبرگان و قدمای آموزش حسابداری دانشگاهی در ایران میباشند، مؤلفههای کلان تأثیرگذار بر توسعه آموزش حسابداری در دانشگاههای ایران شناسایی، تبیین و مورد بررسی قرار میگیرد و ضمن آگاهی از سازههای کلان در ارتباط با توسعه آموزش حسابداری دانشگاهی در ایران، نقاط قوت و ضعف آن مشخص شده و مجموعه دانش به دست آمده برای برنامهریزی و رسیدن به استانداردهای بهتر و طی ادامه مسیر به کار آید. در این راستا پژوهش حاضر نظرات و تجربیات اساتید با تجربه حسابداری در خصوص تأثیر مؤلفههای کلان تأثیرگذار بر توسعه آموزش حسابداری دانشگاهی در ایران را مورد بررسی قرار میدهد. سوال اصلی تحقیق این است که مؤلفههای کلان تأثیرگذار بر توسعه آموزش حسابداری در دانشگاههای ایران چیست؟ به بیان دیگر توسعه آموزش حسابداری در دانشگاههای ایران در چه بستر و تحت تأثیر چه عوامل کلان و فراز و نشیبهایی محقق شده است. مقاله حاضر درصدد پاسخ به سؤال پیشگفته است تا از این طریق شناخت بیشتری از ارتباطات عوامل کلان تأثیرگذار بر آموزش حسابداری در دانشگاههای ایران به دست آید و مبنایی برای تقویت و توسعه آموزش حسابداری دانشگاهی فراهم شود.
2- مبانی نظری و تدوین فرضیهها 2-1- آموزش آموزش، تجربهای مبتنی بر یادگیری و به منظور ایجاد تغییرات نسبتاً پایدار در فرد است که او را قادر به انجام کار و بهبود بخشی از تواناییها، مهارتها، دانش، نگرش و رفتار میسازد. آموزش به مفهوم تغییر دانش، نگرش و تعامل است (دسلر[3]، ترجمه پارسائیان و همکاران، 1397). به عبارتی دیگر منظور از آموزش، کلیه مساعی و کوششهایی است که در جهت ارتقای سطح دانش و آگاهی، مهارتهای فنی، حرفهای و شغلی و همچنین ایجاد رفتار مطلوب در کارکنان یک سازمان به عمل میآید و آنان را آمادۀ انجام وظایف و مسئولیتهای شغلی خود مینماید (ابطحی، 1393) (فیروزیان، سروری، 1400). در یک طبقهبندی میتوان آموزش را به دو بخش 1-آموزش حرفهای (ضمن خدمت) و 2- آموزش دانشگاهی طبقهبندی نمود. آموزش ضمن خدمت (موضوع این پژوهش نمیباشد)، عبارت است از بهبود بخشیدن فعالیتهای آموزشی و پرورشی مرتبط با رشته تخصصی کارکنان که عمدتا یا انحصارا به قصد دانش افزایی، کسب مهارت و تغییر نگرشهای حرفهای ایشان، صورت میگیرد. گولدستین[4]، آموزش ضمن خدمت را فرآیند اکتساب نظامدار مهارتها، قوانین، مفاهیم یا نگرشهایی میداند که منجر به بهبود عملکرد افراد در محیط کار میشود (گولدستین، 1992) (عطاران، رضایی زاد، 1399).
2-2-آموزش دانشگاهی آموزش دانشگاهی (آموزش عالی) که موضوع مرتبط با این پژوهش است، به سطحی از آموزش گفته میشود که در دانشگاهها، کالجها و موسسات فناوری که مدرک دانشگاهی ارائه میدهند وجود دارد. هدف آموزش دوران دانشگاه، آموزش دانش و معلوماتی است که افراد را برای خدمت در سازمانها آماده سازد (شریفی و همکاران، 1391) (فیروزیان، سروری، 1400). آموزش عالی، معرف نوع مهمیاز سرمایهگذاری در منابع انسانی است که با فراهم آوردن و ارتقاء بخشیدن دانش، مهارتها و نگرشهای مورد نیاز کارکنان ارشد فنی، حرفهای و مدیریتی به توسعه اقتصادی کمک میکند. آموزش عالی به طور قطع نه تنها موجب ترویج دانش میشود بلکه با پیشرفتهای تحقیقاتی، علمیو تکنولوژیک، دانش جدید به وجود میآورد. برنامه آموزش عالی به منظور پاسخگویی به تقاضاهای بازار کار برای نیروی انسانی ماهر و متخصص از توجه خاصی در اکثر کشورها برخوردار است (مظاهری کوپایی،1374). دانشگاهها و مراکز آموزشی به عنوان اصلیترین و اساسیترین مرکز تربیت نیروی انسانی به شمار میروند. این مراکز برای تربیت افراد توانمند، متخصص و کارآفرین باید از کارایی و اثربخشی بالایی برخوردار با شند. این امر مستلزم شایستگی، صلاحیت علمیو اخلاقی همه استادان است و برنامههای آموزشی این مراکز باید به گونهای باشد که بتوانند نیروهای انسانی کارآمدی را برای رشد و توسعه حسابداری به جامعه تحویل دهند (محمدزاده سالطه و همکاران، 1393). آموزش عالی در حسابداری یکی از بخشهایی است که در دهههای اخیر به دلیل جهانی شدن (گالفر، هاسلم، کملا[5]، 2009)، تجاریسازی (گودری، پارکر[6]، 2014) و تغییر مرزهای حرفهای تغییرات قابل توجهی را تجربه کرده است (کارانماکی[7]، 2004). در اقتصادهای در حال گذار و در حال توسعه، تغییرات در آموزش حسابداری ماهیت رادیکالتری دارند که با بیثباتیهای سیاسی، انقلابها و تغییرات چشمگیر محیطهای سیاسی-اجتماعی افزایش مییابد (احمد و گائو، 2004، ژانگ، بویس، احمد[8]، 2014). منظور از آموزش حسابداری، فعالیتی است که به تعلیم راهها و روشها و فنون لازم در فرآیند جمعآوری، طبقهبندی و گزارش دادههایی میپردازد که این دادهها بسیار مهم بوده و میتوانند روی تصمیم افراد و تصورات و قضاوتهای آنها اثر بگذارد. ضروریست که دانشگاهها شیوه آموزشی مؤثر و کارآمدی در تعلیم و تربیت دانشجویان رشته حسابداری داشته باشند تا این دانشجویان در آینده بتوانند نیازهای دنیای صنعت را به خوبی برآورده ساخته و در شغل حرفهای خود موفق باشند (دیانتی دیلمی، پاکزاد، 1396). بر اساس پیشنهاد کمیسیون تحول آموزش حسابداری آمریکا، آموزش دانشجویان حسابداری با رویکرد "چگونه آموختن"، مستلزم تغییر نوع نگاه مربیان این رشته نسبت به برنامههای آموزشی است. از سوی دیگر، این امر شامل چگونگی آموزش دانشجویان و نحوه تدوین سرفصلهای درسی نیز میباشد. البته این تغییرات آرمانی نیازمند همت عالی مربیان این رشته در خصوص یادگیری و پژوهشهای دهه اخیر نیز، تدریس روشهای جدید و ناشناخته است (بیل، 2010) آموزش حسابداری نوین و دانشگاهی در سطح جهانی، از دانشگاههای ایالات متحده آمریکا در سال 1883 آغاز شد. برنامههای حسابداری دانشگاهی گذشته متمرکز بر آموزش فنی و آزمون حسابدار رسمی[9] بوده است. از همان آغاز آموزش حسابداری در دانشگاهها، اختلافنظر در مورد برنامه درسی حسابداری وجود داشته است. منرو، پرویتس (1998) بیان داشتهاند، اکثر کارکنان حرفهای حسابداری معتقدند که تسلط بر روشهای فنی حسابداری به طور مؤثرتر از تجربه و سابقه عملی نقش دارد و در طول تاریخ به علت گسترش اقتصاد کشورها و گسترش دانش حسابداران، تغییرات آموزش حسابداری بارها مورد بازبینی و تجدیدنظر قرار گرفته است. آموزش ابتدایی حسابداران که در اواخر دهه 1700 و اوایل دهه 1800 وجود داشت، به دنبال سنت کارآموزی انگلیسی بوده است (چو، من، 2012). در کشور ایران با توجه به اعزام دانشجویان ایرانی با بورسیه بانک ملی برای تحصیل در رشته حسابداری نوین در سال 1314 و1315 به کشور انگلستان آغاز شد. در همین راستا سازمانهای دیگری همچون وزارت امور اقتصادی و دارایی و شرکت ملی نفت ایران نیز برنامههای مشابهی را دنبال کردند که در پی آن 150 دانشجوی حسابداری از مزایای برنامههای آن بهرهمند شدند. تاسال 1371 نیز حدود 20 دانشگاه دولتی در کشور مجری آموزشهای دانشگاهی در حسابداری بودند که چهار مورد آنها در مقطع تحصیلات تکمیلی نیز دانشجو میپذیرفتند (ثقفی، محدزاده نوین، 1371، ص83) (صالحی، نصیرزاده، رستمی، 1393). حسابداری نوین تقریبا نیم قرن پیش در ایران پایهگذاری شده است. دامنه علمیحسابداری تا زمان مراجعت فارغالتحصیلان دوره حسابداری از کشور انگلستان وسعت پیدا نکرد. اولین گروه این دانشجویان در سال 1315 توسط بانک ملی به انگلستان اعزام شدند. هفت نفر از آنها پس از فارغالتحصیلی بین سالهای 25-1323 به ایران مراجعت کرده و هر یک به سهم خود منشا خدمات قابل ملاحظهای در زمینه اشاعه حسابداری نوین شدند. در ادامه جا دارد به سه مرکز آموزش عالی حسابداری در ایران اشاره شود که نقش مهمیرا در توسعه حسابداری نوین ایفا نمودهاند. اولین مرکز، دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران که از سال 1334 به آموزش دانشجویان در مقطع کارشناسی در رشتههای علوم اداری و مدیریت بازرگانی و نیز در مقطع کارشناسی ارشد در رشتههای اداره امور دولتی و مدیریت بازرگانی و حسابداری اشتغال داشته است و تدریس حسابداری در دانشگاه تهران با همت و تلاشهای خستگیناپذیر آقای فضل الله اکبری انجام شده است. دومین مرکز، دانشکده حسابداری و علوم مالی شرکت ملی نفت ایران (آموزشگاه حسابداری سابق)که در سال 1336 هفت سال پس از ملی شدن صنعت نفت، به همت استادان به نام حسابداری آن زمان از جمله اسماعیل عرفانی و حسن سجادی نژاد و با پشتیبانی عبدالله انتظام، مدیرعامل وقت شرکت ملی نفت ایران، بنیان گذاشته شد. سومین مرکز، موسسه عالی حسابداری توسط عزیز نبوی در سال ۱۳۴۳ بنیانگذاری شد و بیشترین دانشآموختگان حسابداری در ایران در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ تحصیلات عالی خود را در این مؤسسه گذراندند. لازم به ذکر است علاوه بر سه مرکز پیشگفته، با گذشت زمان سایر دانشگاه های کشور در اعتلای آموزش حسابداری همکاری داشتهاند، به طوری که امروزه حسابداری در اکثر دانشگاههای کشور آموزش داده میشود. همچنین سازمان حسابرسی در حوزه آموزش و تهیه و انتشار منابع آموزشی حسابداری کشور جایگاه ارزندهای را به خود تخصیص داده است (پیری سقرلو، تحریری، حجازی، صمدی، 1400). ادبیات حسابداری مؤید این است که وقتی که محیط تجاری تغییر میکند نیاز و تقاضا برای تغییر در اطلاعات مالی ارائه شده توسط سیستم حسابداری منجر به توسعه آموزش حسابداری میشود (بلکویی[10]، 1985). آموزش یک امر بسیار مهم برای پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی و همچنین پیشرفت آموزش عالی به حساب میآید؛ و تأکید بر بهبود کیفیت و کارایی و نوآوری در زمینه عرضه آموزش برای برطرف کردن و توسعه نیازهای فردی و انطباق با نیازهای جامعه و توسعه و رفع نیازهای آینده میشود (ونگلیو، کوین، 2018) (جامعی، 1397). آموزش حسابداری تحت تأثیر عوامل مرتبط گوناگون است، عمدهترین این متغیرها میتواند شامل اقتصاد، سیاست، فرهنگ، نیازهای جامعه و کسب و کار و غیره باشد. تغییرات عمدهای که در نظام اقتصادی کشور در سالهای اخیر صورت گرفته، از جمله عمومیشدن مالکیت سازمانها، انتشار اوراق مشارکت برای تأمین مالی شرکتها، تشکیل بورس اوراق بهادار و سایر بازارهای مالی باعث شده است تا نیاز به اطلاعات حسابداری بیش از پیش احساس شود. این اطلاعات توسط مدیریت شرکتها تهیه و باید به وسیله شخصی مستقل از شرکت به منظور رفع نیاز استفادهکنندگان و تصمیمگیران در سطح خرد و کلان حسابرسی شوند. این اشخاص باید در زمینه حسابداری و حسابرسی از تخصص و مهارت کافی برخوردار باشند. پردازش و تربیت نیروی انسانی متخصص در رشته حسابداری و حسابرسی، نیاز به ساختار آموزشی موثر و کارا در این رشته دارد. نظام آموزش حسابداری در هر کشوری باید با توجه به نیازهای بومیهمان کشور تدوین شود. چنانچه بریستون در این زمینه اظهار میدارد" هر کشوری ویژگیهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خودش را دارد و به احتمال زیاد هدف ها و نیازهای اطلاعاتی مدیران اقتصادی هر کشور نسبت به کشور دیگر متفاوت است. در نتیجه هر کشوری باید سیستمیمتناسب با نیازهای خود طراحی و اجرا کند (نونهال نهر، محمدزاده سالطه، حمدالهی، 1393). از سوی دیگر در حوزه پاسخگویی، باید گفت که، آموزش حسابداری، شرکتها را قادر میسازد تا پاسخگوی تغییرات در اقتصاد و فناوری باشند (ساندو، حسین، متلای[11]، 2012) (مندیلاس، کورتیدایس، فلورا، والسامیدیس[12]، 2016). تحقیقات انجام شده در زمینه توسعه حسابداری بیانگر این است که عوامل اقتصادی مهمترین عامل توسعه حسابداری است (چوی، مولر[13]، 1984، آرپان، رادلبود[14]، 1985) و هرچه اقتصاد توسعهیافتهتر میشود نقش اجتماعی حسابداری برایاندازهگیری و انتقال اطلاعات اقتصادی با اهمیتتر میشود و طبیعتاً آموزش حسابداری بیشتر احساس میشود. یکی دیگر از عوامل مهم شکلگیری آموزش حسابداری در دانشگاهها، نیازهای دنیای کسب و کار است و ساختار آموزش حسابداری در دانشگاهها بر اساس انتظارات دنیای تجارت که فارغالتحصیلان را به کار میگیرد، موضوع مهمیاست که لازم است بر آن تأکید شود (آکبولیو، ممدوف، شهبازلی[15]، 2021). در این خصوص براساس مطالعات محققان (کوک، والاک[16]، 1990، دوپنیک، سالتر[17]، 1995، فرانک[18]، 1979، نایر، فرانک[19]، 1980، سالتر[20]، 1998)، شواهدی در مورد تأثیر توسعه اقتصادی بر توسعه حسابداری و آموزش حسابداری ارائه شده است و مطالعات آنان نشان داده است که شواهد موجود درباره اثر محیط اقتصادی بر توسعه حسابداری متفاوت میباشد. این در حالی است که بلکویی (1983)، آدهی کاری و تندکار[21] (1992) و ویلیامز[22] (1999) در یافتن شواهدی که از تأثیر توسعه اقتصادی بر توسعه حسابداری حمایت کند، ناکام ماندند. به هر حال، بررسی اثر توسعه اقتصادی بر توسعه حسابداری در ایران در دورههای مختلف میتواند فراهم آورنده فهم بهتری از چگونگی توسعه آموزش حسابداری باشد. از منظر دیگر، محیط سیاسی به صورت مستقیم و غیرمستقیم میتواند بر توسعه حسابداری مؤثر باشد. بلکویی (1985، 1983) در این خصوص بیان میکند که محیط سیاسی به صورت کلی و میزان حقوق سیاسی و رعایت آزادی اجتماعی به صورت مشخصی اثر با اهمیتی بر توسعه آموزش حسابداری دارد. به طور کلی محققان معتقدند که متغیرهای محیط سیاسی نظیر دولتها میتواند بر محیط اقتصادی و همچنین بر محیط حسابداری تأثیرگذار باشد (بارو[23]، 1991، لارسون، کنی[24]، 1995) (اعتمادی، توکلی محمدی، 1384). از سوی دیگر بلکویی (1983) عوامل مؤثر برتوسعه حسابداری را به سه دسته متغیرهای محیط سیاسی، محیط اقتصادی و محیط جغرافیایی طبقهبندی میکند. محیط سیاسی شامل حقوق سیاسی، آزادیهای شهروندی و سیستم سیاسی است؛ محیط اقتصادی شامل سیستم اقتصادی، تولید ناخالص ملی سرانه، نرخ رشد درآمد ملی، نسبت مخارج دولت به تولید ناخالصملی و نسبت صادرات کالا و خدمات به تولید ناخالص ملی میباشد؛ و محیط جغرافیایی شامل جمعیت است که این سه دسته متغیر بر توسعه آموزش حسابداری و کفایت گزارشگری و افشاء در یک کشور تأثیر میگذارند (بلکوئی، 1983). شایان ذکر است، کیفیت آموزش حسابداری در کشورها تأثیر قابل توجهی در نوع حسابداری ایجاد میکند. طبیعتاً، کیفیت آموزش نیز تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله سطح توسعه اقتصادی، روابط سیاسی و اقتصادی با سایر کشورها قرار دارد. برخی از کشورها از لحاظ حسابداری در مؤسسات آموزش عالی خود دارای سابقه طولانی هستند. در چنین کشورهایی، دانشجویان دانشگاه میتوانند حسابداری را به عنوان رشته اصلی تحصیل در دورههای کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا انتخاب کنند. در این برنامهها، دانشجویان میتوانند یک آموزش دقیق در حسابداری را ببینند و افراد کاملاً آموزش دیدهای آماده ورود به حرفه حسابداری شوند (هافستد[25]، 1980).
3- پیشینه پژوهش از این رو پیشینه مطالعات انجام شده مرتبط و نزدیک با توسعه و پیشرفت رشته حسابداری و مؤلفههای کلان تأثیرگذار بر آن قابل تأمل است که در ادامه به برخی از یافتههای پژوهشهای انجام شده اشاره میشود. در ابتدا تعدادی از پژوهشهایی که به مطالعه عوامل مؤثر بر توسعه و بالندگی حسابداری و همچنین عوامل مرتبط با توسعه شیوههای حسابداری پرداخته شده است مرور میشود: دیانتی دیلمی(1399) در مطالعه الگوی عوامل مؤثر بر بالندگی حسابداری در ایران به این نتیجه رسید که حسابداری در ایران هنوز به مرحله بالندگی نرسیده است. در ضمن عوامل هفتگانه تأثیرگذار بر بالندگی حسابداری در این کشور شامل: زیستبوم نظام آموزش عالی، زیستبوم اقتصاد، زیستبوم سیاسی، زیستبوم فرهنگی، زیستبوم اجتماعی، زیستبوم حکمرانی خوب، زیستبوم قانونگذاری و نظارت حرفهای میباشد. با توجه به تأثیرگذاری و تأثیرپذیری عوامل فوقالذکر بر یکدیگر، بالندگی حسابداری محقق نخواهد شد تا زمانی که در تمامیاین عوامل بهبود حاصل شود. همچنین عمران، ابوغزاله، تاهات[26] (2017) با مطالعه عوامل مؤثر بر توسعه شیوههای حسابداری در اردن: یک دیدگاه سازمانی: با مروری بر حسابداری که در کشور اردن انجام شده به این نتیجه رسیدند، شکلگیری اولیه شیوههای حسابداری در اردن تحت تأثیر میراث سیستمهای حسابداری امپراطوری عثمانی و مستعمره انگلیس قرار گرفته است. همچنین چارچوبهای نظارتی دولت اردن، فشارهای بینالمللی و سازمانهای بزرگ اقتصادی (عوامل سیاسی و اقتصادی)، توسعه آموزش و تلاش جهت جذب سرمایهگذاریهای خارجی و دسترسی به صندوق بینالمللی و تجارت (عوامل اقتصادی) تأثیر مهمیدر توسعه شیوههای حسابداری و پذیرش استانداردهای بینالمللی حسابداری و استانداردهای بینالمللی گزارشگری مالی در اردن داشتهاند. در پژوهش دیگر اقداممزرعه، نیکومرام، بنی مهد، رهنمای رودپشتی (1398) در مطالعه آزادیهای مدنی و توسعه حسابداری انجام شده در کشور ایران به این نتیجه رسیدند، بین آزادیهای مدنی و توسعه حسابداری در ایران رابطه معنیداری وجود دارد و به ترتیب متغیرهای آزادیبیان، حاکمیتقانون، آزادی احزاب و آزادیهای شخصی بیشترین بارهای عاملی بر توسعه حسابداری در ایران را دارد. در این راستا در پژوهشی دیگر در ایران اقدام مزرعه، نیکومرام، بنی مهد (1396) با عنوان دموکراسی و توسعه حسابداری دریافتندکه، رابطه معنیداری بین شاخصهای دموکراسی و توسعه حسابداری وجود دارد و بارهای عاملی آنها بر توسعه حسابداری به ترتیب شامل عضویت افراد در سازمانها و احزاب، انتخاب نمایندگان پاسخگو و مؤثر، آزادیبیان، حاکمیت قانون، آزادیرای، آزادی احزاب، رقابت در تصدی پستها، آزادیهای شخصی است. به طور کلی یافتههای این تحقیق نشان میدهد شاخصهای دموکراسی تأثیر عمدهای بر توسعه حسابداری دارد. همچنین رحمانیان کوشککی، برزگر، کمالی راد (1400) در پژوهشی به مطالعه و طراحی مدل بهبود کیفیت آموزش حسابداری از طریق بررسی روابط بین عوامل مؤثر بر روشهای تدریس پرداختند. یافتههای پژوهش آنان بیانگر این است که، بین عوامل مؤثر بر روشهای تدریس در جهت بهبود کیفیت آموزش حسابداری رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و بیشترین رابطه، به ترتیب مربوط به اثر راهبردها بر پیامدها (98/0)، اثر شرایط علّی بر پدیده محوری (63/0)، اثر پدیده محوری بر راهبردها (40/0)، اثر شرایط زمینهای بر راهبردها (36/0) و شرایط مداخلهگر بر راهبردها (25/0) میباشد. از سوی دیگر جانلین، ایگسایان، لیو (2005) طی پژوهشی به مطالعه پایگاه دانش و توسعه مهارت در آموزش حسابداری: شواهدی از چین پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که، پاسخدهندگان از ارائه دانش و مهارتهای مورد نیاز در حال حاضر ناراضی بودند. بنابراین ادعا میشود که اصلاح آموزش حسابداری در چین ضرورت دارد. در ادامه به برخی از پژوهشهایی که در حوزه آموزش حسابداری در دانشگاه، توسعه و تکامل آموزش حسابداری به عنوان یک رشته دانشگاهی، دانش محوری و مهارت در آموزش حسابداری، برنامها و دروس مهارتی حسابداری در سطح دانشگاهی انجام شده است، اشاره شده است: اصفهانی، دیانتی دیلمی، صراف (1401) به مطالعه و بررسی میزان آشنایی دانشجویان دکتری حسابداری با روششناسی تحقیق در ایران پرداختند. یافتههای این تحقیق نشان دادکه، میزان شناخت دانشجویان دکتری حسابداری از روششناسی پژوهش در سطح ضعیف و غیر مطلوبی میباشد و میزان آشنایی دانشجویان دکتری حسابداری دانشگاههای دولتی نسبت به دانشگاه آزاد و پردیس بیشتر است. زوریگت[27] (2018) در پژوهشی در عربستان به بررسی برنامهها و دروس مهارتی حسابداری در دانشگاههای عربستان سعودی پرداخت، نتایج پژوهش وی نشان داد، دانشگاههای عربستان مهارتهای فکری، مهارتهای فنی و عملکردی و مهارتهای ارتباطی و بین فردی را در برنامههای حسابداری دانشگاهی خود قرار میدهند، در حالی که این برنامهها فاقد مهارتهای فردی و سازمانی و مدیریت بازرگانی هستند. چنین نتایجی از نبود چارچوب جامع در دانشگاههای عربستان برای برنامههای حسابداری آن حمایت میکند. همچنین اوفیگبا، اوکارو، اوکافور (2018) به بررسی مناسب بودن، چالشها و راه پیش روی آموزش حسابداری دانشگاهی در نیجریه پرداختند. این مطالعه نشان داد که برنامههای درسی حسابداری در دانشگاههای نیجریه، ناقص بوده و اساتید حسابداری نیجریهای با انگیزه پایین هستند و همکاری ضعیفی بین نهادهای حرفهای حسابداری و دانشگاهها در نیجریه وجود دارد. از سوی دیگر، پژوهش آسونیتا[28] (2015) با عنوان تکامل آموزش حسابداری و توسعه مهارتها که در کشور یونان انجام شده بیانگر آن است که، آموزش عالی طی دهههای گذشته در اصلاح مستمر بوده و منجر به تغییر آموزش حسابداری همگام با شرایط اقتصادی که به سرعت در حال تغییر میباشد شده است. در همین راستا دستان و سورمن[29] (2014) در پژوهشی در کشور ترکیه با عنوان توسعه حسابداری به عنوان یک رشته علمیدر ترکیه نشان دادند، توسعه حسابداری در ترکیه در زمینه تحصیلات علمی، حرفه به شدت تحت تأثیر کشورهای غربی (به ترتیب فرانسه، آلمان، انگلستان و ایالات متحده آمریکا) و روابط اقتصادی و سیاسی دو قرن گذشته قرار گرفته است. همچنین پس از سال 1980، شکلگیری و توسعه حسابداری ترکیه براساس تحولات بینالمللی انجام شده است. همچنین ناصار، آلکاداش، مهد[30] (2013) طی پژوهشی در اردن با عنوان آموزش حسابداری و حرفه حسابداری در اردن: وضعیت فعلی و فرآیندهای بهبود، نشان دادند از عوامل مهم در راستای بهبود آموزش حسابداری در اردن میتوان به استفاده ناکافی از برنامههای رایانهای در حسابداری در طول فرآیند تدریس و حقوق ناکافی مدرسان حسابداری، زیرساختهای ضعیف دانشگاه که منجر به ایجاد گروههای طبقاتی ناکارآمد شده است، اشاره نمود. همچنین پژوهش آنان نشان داد که بسیاری از استراتژیها میتوانند در بهبود آموزش حسابداری در اردن مؤثر باشند. با این حال، استراتژیهای دیگری (توسعه کتب درسی حسابداری به زبانهای داخلی، تدوین استانداردهای حسابرسی و حسابداری محلی و بومیسازی آزمونهای حسابداری) وجود دارد که مؤثر نیستند. در پژوهش دیگر، جانلاین و مینگ[31] (2005) طی پژوهشی در کشور چین با عنوان دانش محوری و مهارت در آموزش حسابداری: شواهدی از چین نشان دادند که پاسخدهندگان به سؤالات پژوهش از ارائه و آموزش دانش و مهارتهای مورد نیاز در رشته حسابداری راضی نیستند. بنابراین ادعا میشود که اصلاح آموزش حسابداری در چین ضروری است. از سوی دیگر صبا، معین الدین، دهقان دهنوی (1391) به مطالعه تعیین اجزای دانش و مهارت آموزش حسابداری در محیطهای تجاری جدید با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری پرداختند. نتایج تحقیق آنان نشان داد با توجه به عدم هماهنگی نیازهای جامعه حرفهای حسابداری با آنچه که در دانشگاه آموزش داده میشود، بازنگری در برنامه درسی آموزش حسابداری ضرورت دارد. علاوه بر پژوهشهای پیشگفته، برخی از پژوهشهایی که به مطالعه عوامل محیطی مؤثر بر توسعه حسابداری پرداخته است، مرور میشود: اعتمادی، توکلی محمدی (1384) در مطالعهای با عنوان عوامل محیطی مؤثر بر توسعه حسابداری در ایران به این نتیجه رسیدند، یک رابطه قوی بین عوامل محیطی و توسعه حسابداری در ایران وجود داشته و این رابطهها در دوره مورد مطالعه متنوع و متفاوت بوده است. همچنین توسعه اقتصادی به صورت مثبت در ارتباط با توسعه حسابداری در ایران است و اثر عوامل محیطی بر توسعه اقتصادی در طول دوره مورد مطالعه متفاوت بوده که نشاندهنده مراحل مختلف اصلاحات اقتصادی و سیاسی در ایران است. در همین راستا حساب ایلنبی، ایپس، سعید[32] (2003) در پژوهشی در کشور مصر با عنوان تأثیر عوامل محیطی بر توسعه حسابداری: مطالعه موردی مصر به مطالعه تأثیر چهار عامل محیطی (فضای اقتصادی، فضای سیاسی، توسعه بازار سهام و خصوصیسازی شرکتهای دولتی) را در طول زمان بر توسعه حسابداری پرداختند. نتایج به دست آمده از رگرسیون سریزمانی و سایر آزمونهای آماری نشان داد که بین عوامل محیطی و توسعه حسابداری در مصر رابطه شدیدی وجود دارد و این رابطه از نظر زمان متفاوت است. یافتههای تجربی نشان داد که سطح اقتصاد و فضای سیاسی با توسعه حسابداری در مصر ارتباط مثبت دارد. همچنین تأثیر عوامل محیطی بر توسعه حسابداری با گذشت زمان متفاوت است که منعکسکننده مراحل مختلف دموکراسی و اصلاحات اقتصادی است. علاوه بر آن حاجیها، سلطانی (1393) طی پژوهشی در ایران با عنوان نگرشی بر ابعاد فرهنگی حسابداری نشان داد که توسعه و تکامل حسابداری تحت تأثیر عوامل محیطی مختلفی قرار دارد که یکی از مهمترین این عوامل فرهنگ میباشد. گلیجانی، علی خانی، مران جوری، فلاح (1400) در پژوهشی به طراحی مدل فراترکیب عوامل موثر بر توسعه حسابداری در ایران پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان دادند عوامل مؤثر بر توسعه حسابداری شامل؛ عامل اقتصادی، عامل محیطی، عامل حرفهای و عامل سازمانی بودند. با توجه به اینکه الگوواره این پژوهش توضیحی، روش تحقیق کیفی و نوع تحقیق اکتشافی است نیاز به تدوین فرضیه وجود ندارد، لذا پرسش باز این تحقیق عبارت است از: مؤلفههای کلان تأثیرگذار بر توسعه آموزش حسابداری در دانشگاههای ایران چیست؟
4- روش پژوهش این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوا صورت گرفته است. تحلیل محتوای کیفی را میتوان روش تحقیقی برای تفسیر ذهنی محتوایی دادههای متنی از طریق فرایندهای نظاممند، کدبندی، و تمسازی یا طراحی الگوهای شناخته شده دانست. همچنین یکی از ویژگیهای بنیادین پژوهشهای کیفی نظریهپردازی به جای آزمون نظریه است. تحلیل محتوای کیفی، تمرکز بر مشخصات زبان به منزلۀ وسیلۀ ارتباطی برای به دست آوردن معنا و محتوای متن دارد. دادههای متن ممکن است به صورت شفاهی، چاپی یا الکترونیکی و همچنین حاصل پاسخهای شفاهی، پرسشهای پیمایشی باز یا بسته، مصاحبهها، گروههای متمرکز، مشاهدات یا رسانههای چاپی مانند مقالات و کتابها باشند (ایمان، نوشادی، 1390). برای جمعآوری دادههای پژوهش، از ابزار مصاحبه غیر ساختارمند یا مصاحبه عمیق استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش اساتید حسابداری دانشگاههای برتر ایران که در پیدایش و توسعه حسابداری دانشگاهی در ایران تأثیرگذار بودهاند میباشد. راهبرد نمونهگیری این پژوهش، نمونهگیری مبتنی بر هدف است. همچنین مراحل اجرای این پژوهش شامل تدوین پرسشهای پژوهش، گردآوری دادهها، کدگذاری دادهها، نگاشتن یادداشت تحلیلی، ثبتاندیشهها و تفسیر دادهها، نگارش و تدوین نظریه میباشد. مشارکتکنندگان در مصاحبهها دارای سابقه آموزش دانشگاهی و حرفهای در رده بالایی بودهاند. اکثریت مصاحبهشوندگان (35/33 درصد) دارای مرتبه علمیاستاد میباشند و نزدیک به 95% مصاحبهشوندگان آقا و 5% خانم بودهاند. همچنین اکثریت مصاحبهشوندگان (76 درصد) دارای تحصیلات دکترای تخصصی حسابداری میباشند وکمترین سابقه تدریس 15 سال و بیشترین سابقه تدریس 42 سال، همچنین از نظر ترکیب سنی کمترین سن 49 سال و بیشترین سن 76 سال بودهاند و اکثریت مصاحبهشوندگان (44 درصد) عضو هیات علمیدانشگاههای دولتی هستند. در ادامه اطلاعات جمعیتشناختی مصاحبهشوندگان برابر جدول 1 ارائه میشود: جدول 1. اطلاعات جمعیت شناختی مصاحبه شوندگان
منبع: یافتههای پژوهشگر روش تحقیق در پژوهش حاضر تحلیل محتوای کیفی میباشد، تحلیل محتوا روشی برای تحلیل پیامهای ارتباطی متنی، شفاهی، صوتی و تصویری است (کول[33]، 1988). همچنین سندلوسکی[34] (1995) تحلیل محتوا را یکی از روشهای تجزیه و تحلیل مطالعات کیفی ممیداند که به وسیله آن دادهها خلاصه، توصیف و تفسیر میشوند (فردانش، علی آبادی، مزینی، مومنی راد، 1392). در ادامه برابر شکل 1 مراحل کدگذاری و مقولهبندی دادهها انعکاس داده میشود:
شکل 1. مراحل کدگذاری و مقولهبندی دادهها منبع : یافته های پژوهشگر
در جدول 2 مراحل تحلیل محتوای کیفی برای رسیدن به پاسخ سوالات پژوهش ارائه شده است.
جدول 2. مراحل تحلیل محتوای کیفی منبع : یافته های پژوهشگر
در پژوهش حاضر، برای اعتباربخشی به مدل و نتایج پژوهش، از زاویه بندی «کنترل اعضا» و «معیار مقبولیت» کوربین و استراوس[35] (2008) استفاده شده است. زاویهبندی استفاده از منابع گوناگون در تکمیل دادهها، مصاحبه از افراد درباره موضوع تحقیق منابع گوناگون این حوزه هستند. بدین منظور، در این پژوهش نمونهها از بین افراد تأثیرگذار بر پیدایش، آموزش و توسعه حسابداری در دانشگاههای ایران گزینش شدند. در این پژوهش در راستای کیفیت سنجی مدل پژوهش و اعتبار یافتهها، نتایج تحلیل و کدگذاری پژوهش در اختیار 5 نفر از مصاحبهشوندگان و 5 نفر خارج از مصاحبهشوندگان قرار گرفت و نظرات آنان در خصوص کدهای استخراج شده از متون دادهها مثبت ارزیابی شد. در پژوهش حاضر مصاحبهها تا جایی پیش رفت که پژوهشگر به اشباع نظری دست یافت و انجام مصاحبههای اضافی دیگر اطلاعات جدیدی را ارائه نکرد. مصاحبههای پژوهش حاضر در سالهای 1398 و 1399 صورت گرفته است. به طور کلی در پژوهش حاضر 21 مصاحبه انجام شد و مصاحبههای انجام شده 25 ساعت و 21 دقیقه، زمان را به خود اختصاص داد. در پژوهش حاضر، پس از انجام مصاحبهها، گفتگوهای ضبط شده چندین مرتبه توسط پژوهشگر گوش داده شد و در مرحله بعد در محیط Word تایپ گردید. سپس متون تایپ شده در نرمافزار مکس کیو دی ای پیادهسازی شد. با توجه به حجم بالای متون مصاحبهها، متون مذکور چندین بار مرور و در هر مرور معانی تازهتری از متنها استخراج شد و برخی از معانی استخراج شده تغییر یافت، این مرورها به میزانی تکرار شده است که از نظر محقق مفهوم تازه دیگری از متون مستعد استخراج نبوده است. در تحقیق حاضر، اطلاعات حاصل از مصاحبههای انجام شده طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. پس از تحلیل و کدگذاری دادهها و چند مرحله بازبینی، ارتباطات مقوله ها تحلیل شد و تعداد 10مقوله سطح اول و تعداد 51 مقوله سطح دوم و 157 خرده مقوله پایش و استخراج گردید. در ادامه خرده مقولهها، مقولههای سطح دوم و سطح اول استخراج شده در جدول 3 ارائه شده است. همچنین به صورت نمونه، چگونگی طبقهبندی مقوله سطح اول (عوامل اقتصادی)، مقوله سطح دوم و خرده مقولههای مربوطه تأثیرگذار بر توسعه آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران ارائه میشود:
جدول 3. نمونه مقوله سطح اول و سطح دوم و مفاهیم استخراج شده
منبع : یافته های پژوهشگر
با توجه به محدودیت در صفحات مقاله امکان تشریح فرآیند کدگذاری کلیه مقولهها امکانپذیر نیست، به صورت نمونهای مراحل کدگذاری مقوله سطح اول عواملاقتصادی، دو مقوله سطح دوم (اقتصاد بینالمللی و جهانی و سیستمهای مالی و مالیاتی) به همراه خرده مقولههای مربوطه تشریح میشود. در راستای تجزیه و تحلیل دادهها، به هر عبارت یا پاراگراف از متون مصاحبههای پژوهش یک برچسب مفهومیدر پایینترین سطح چسبانده شد. در ادامه دادههای استخراج شده از مصاحبههای چهار نفر از مشارکتکنندگان مصاحبهها کدگذاری میشود. در این راستا نمونهای از متن گفتگو با مصاحبه شونده (A19) ارائه میشود: «... الان به نظرم نمیآید که خیلی نیاز به تغییر آموزش و درسهای حسابداری باشد، ما نمیدانیم در حوزه اقتصاد چه اتفاقی قرار است بیافتد، الان در تحریم هستیم اگر تحریم برداشته شود چه اتفاقی خواهد افتاد و ما چگونه با شرکتهای خارجی جوینت میشویم چه جوری تعامل میکنیم. در واقع اقتصاد جهانی آنجا است که سمت و سوی حسابداری را تعیین میکند... (A19)». در گام اول با توجه به تجزیه و تحلیل متون مصاحبه (A19)، برچسب مفهومیخرده مقوله «تأثیر اقتصاد جهانی بر توسعه آموزش حسابداری» چسبانده شد. در ادامه به نمونهای از متون مربوط به مصاحبه شونده (A01) اشاره شده است: «... روابط و مبادلات اقتصادی بینالمللی بر توسعه حسابداری و آموزش حسابداری ایران تأثیر دارد... (A01)». در گام بعدی با مطالعه و تجزیه و تحلیل متون مصاحبه (A01)، برچسب مفهومی«آموزش حسابداری، گزارشگری مالی نوین، متأثر از مبادلات اقتصادی در سطح بینالمللی» چسبانده شد. در ادامه به متون مصاحبهشونده (A04) ارائه شده است: «... بالاخره ما با دنیا مبادله میکنیم، از سایر کشورها میآیند و ما تمایل داریم برویم در سایر کشورها سرمایهگذاری کنیم. بنابراین سرمایهگذاری در سطح جهانی انجام میشود، پول دادیم پول گرفتیم کالا دادیم کالا گرفتیم. عرض کنم که بالاخره مبادلات خارجی مستلزم این است که حساب و کتاب داشته باشد برای حساب و کتاب هم زبان حسابداری و در نتیجه آموزش حسابداری لازم است... (A04)». در مرحله گام بعد با تامل و تجزیه و تحلیل متون مصاحبه مشارکتکننده (A04)، برچسب مفهومی« نیاز اقتصاد جهانی به گزارشگری رویدادهای مالی به زبان حسابداری» الصاق گردید. همچنین در ادامه به یک نمونه از متون مصاحبهشونده (A05) اشاره میشود: «... حالا من عراق و جنوب خلیج فارس را شناختی ندارم و بالطبع جنوب خلیج فارس را باید بگوییم در کشورهایی که در طول 20-30 سال اخیر رشد و توسعه پیدا کردهاند رشد پیدا کردهاند در حقیقت باز بر اساس این شرکتهای خارجی که وجود دارند، آن شرکتهای خارجی هستند که به اینها میگویند چطور گزارش تهیه کنید و به مراتب آموزش حسابداری هم در این خصوص باید ارائه شود... (A05)». با توجه به مطالعه و تجزیه و تحلیل متون مصاحبهشونده (A05)، برچسب مفهومی«تأثیر مبادلات بینالمللی بر توسعه آموزش حسابداری کشورهای جنوب ایران» چسبانده شد. در گام بعد برچسبهای مربوطه که از نظر موضوعی با هم مرتبط هستند (جمعاً چهار مفهوم) که در مراحل قبلی برچسب زده شد، در یک طبقه قرار گرفت و از ادغام مفاهیم چهارگانه به شرح پیشگفته، مقوله سطح دوم «اقتصاد بینالمللی و جهانی» استخراج و در جدول 3 ارائه شد. در ادامه نمونهای دیگر از دادههای استخراج شده از متون مصاحبهشونده (A18) و نحوه کدگذاری مقوله سطح اول (عوامل اقتصادی) و مقوله سطح دوم (سیستمهای مالی و مالیاتی) و خرده مقولههای مربوطه ارائه شده است: «... شما تا وقتی که نظام مالیاتیات در مملکت متحول نشود، خوب حسابداری همین است. ولی اگر یک تحولاتی در نظام مالیاتی ایجاد شود قطعاً حسابداری هم متحول میشود... (A18)». با مطالعه متون مصاحبهشونده (A18)، برچسب مفهومی« تأثیر تحولات نظام مالیاتی کشور بر توسعه آموزش رشته حسابداری» الصاق شد. همچنین در مرحله بعد نمونهای از متون مصاحبهشونده (A18) اشاره میشود: «... پیشرفت و توسعه حسابداری و آموزش آن تحت تأثیر سیستمهای مالی و مالیات کشور است... (A18)». با مطالعه و تجزیه تحلیل متون مصاحبهشونده (A18) برچسب مفهومی«تأثیر سیستمهای مالی و مالیاتی کشور بر توسعه آموزش رشته حسابداری» چسبانده شد. در مرحله بعد برچسبهای مربوطه که از نظر موضوعی با هم مرتبط هستند (جمعاً دو مفهوم) که در مراحل قبلی برچسب زده شد، در یک طبقه قرار گرفت و از ادغام مفاهیم دوگانه به شرح پیشگفته، مقوله سطح دوم «سیستمهای مالی و مالیاتی» استخراج و در جدول 3 ارائه شد. با اجرای مراحل کدگذاری به شرح فوق تعداد شش مقوله سطح دوم طبق جدول 3 استخراج شد. در نهایت با بررسی، گروهبندی و ادغام مقولههای سطح دوم (اقتصاد بینالمللی و جهانی، عرضه حسابداری به عنوان کالای اقتصادی، سیستمهای مالی و مالیاتی، توسعه اقتصادی، زیرساختها و ماهیت اقتصاد و نوع اقتصاد)، مقوله سطح اول «عوامل اقتصادی» شناسایی و در جدول 3 ارائه شد. با توجه به مطالب پیشگفته و اجرای فرآیند پژوهش حاضر و انجام مراحل سهگانه کدگذاری در آخر طی جدول 4 تعداد 10 مقوله کلان مرتبط با توسعه آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران مشخص گردید.
جدول4. مقولههای کلان (سطح اول) استخراج شده
منبع : یافته های پژوهشگر
بر اساس تجزیه و تحلیلهای انجام شده و اجرای مراحل کدگذاری سه گانه، شبکه ارتباطات مقوله ها به شرح شکل 2 ارائه گردیده است.
شکل 2. شبکه ارتباطات مولفههای کلان تأثیرگذار بر توسعه آموزش حسابداری در دانشگاههای ایران منبع : یافته های پژوهشگر
5- یافتههای پژوهش با توجه به بیانات مصاحبهشوندگان و تجزیه و تحلیل متون و شبکه ارتباطات توسعه آموزش حسابداری دانشگاهی در ایران برآمده از پژوهش حاضر، ده شاخص کلان شناسایی شده در ارتباط با توسعه آموزش حسابداری در دانشگاههای ایران تأثیرگذار هستند. در ادامه شاخصهای مذکور تشریح میشود:
5-1- عوامل اقتصادی مصاحبهشوندگان بیان داشتند که، عوامل و شاخصهای اقتصادی نظیر اقتصاد بینالمللی و جهانی، سیستمهای مالی و مالیاتی، توسعه اقتصادی، زیرساختها و ماهیت و نوع اقتصاد نقش مهمیرا در توسعه آموزش حسابداری در دانشگاههای ایران ایفا میکند. طبق نظرات آنان مبادلات اقتصادی و سرمایهگذاریهای بینالمللی نیازمند گزارشگری مالی و زبان مشترک تجارت (حسابداری) میباشد و کار حسابداریاندازهگیری و گزارشگری رویدادهای اقتصادی است. برابر نظرات خبرگان عرضه حسابداری به عنوان کالای اقتصادی و استفاده کاربردی از نتایج تحقیقات حسابداری در راستای رفع مشکلات جامعه، حرفه، صنعت شرکتها و سازمانها موجب توسعه آموزش حسابداری خواهد شد. بنابراین شرکتها، سازمانها و صنایع نسبت به ارجاع مشکلات خود به دانشگاهها ترغیب خواهند شد و این موضوع زمانی محقق میشود که حسابداری و محصولات حسابداری رافع مشکلات و نیازهای حرفه و صنایع باشد. مصاحبهشوندگان اظهار داشتند که، در صورت متحول شدن نظام مالیاتی یک کشور قطعاً حسابداری وآموزش حسابداری آن کشور هم متأثر خواهد شد. از منظر دیگر توسعه اقتصادی کشورها بر توسعه آموزش حسابداری تأثیرگذار میباشد. در نتیجه اگر اقتصاد دارای رونق و پویایی باشد، به کارگیری و استفاده از حسابداری،گزارشگری مالی و در نتیجه آموزش حسابداری بیشتر احساس شده و حسابداری همگام با توسعه اقتصادی پیشرفت خواهد نمود. خبرگان اجماع نظر داشتند که، توسعه آموزش حسابداری در گرو توسعه اقتصاد است و کشورهای پیشرفته از حسابداری جهت رونق اقتصادی استفاده میکنند. با توجه به اینکه ایران از نظر اقتصادی توسعه نیافته است، حسابداری هم در ایران به صورت مناسب توسعه نداشته و توسعه نیافتگی و اقتصاد ناسالم ایران لطمات زیادی را بر پیکره حسابداری کشور وارد کرده است. بنابراین تا زمانی که اقتصاد ایران دولتی است و همه امور به ویژه اقتصاد و آموزش عالی در اختیار دولت میباشد، مسایل و مشکلات جامعه به دانشگاهها ارجاع داده نخواهد شد. همچنین طبق نظرات مصاحبهشوندگان، حسابداری دانشی است که با فعال بودن اقتصاد نقش پیدا میکند و زمانی که اقتصاد و زیر ساختهای اقتصادی به صورت رقابتی و خصوصی باشد نیاز به حسابداری و آموزش حسابداری بیشتر احساس میشود. در ادامه به متون مربوط به مصاحبه شونده (A01) در این خصوص اشاره میشود: «... بعضیها میگفتند که حسابداری ابزار سرمایهداران میباشد ولی در حقیقت این طور نیست بلکه حسابداری دانشی است که با فعال بودن اقتصاد نقش پیدا میکند. توسعه و پیشرفت حسابداری در دانشگاههای ایران به همان اقتصاد رقابتی و دولتی در کشور ایران برمیگردد. بالعکس اگر اقتصاد دولتی باشد دانش و تخصص معنا ندارد...(A01)». طبق بیانات مصاحبهشوندگان، استقلال دانشگاهی هم مصداقی از این قضیه بوده و تا زمانی که آموزش عالی و دانشگاهها دارای استقلال نباشند و دولتی باشند پیشرفت و توسعه مورد انتظار در حوزه آموزش به وجود نخواهد آمد. در شرایط اقتصاد دولتی ایران، ضرورتی به آموزش حسابداری بر مبنای اقتصاد خصوصی و رقابتی وجود ندارد و معمولاً حسابداران به علت عدم کاربردهای واقعی حسابداری در کشور ایران، به آموزشهای حسابداری بر اساس اقتصاد رقابتی و خصوصی تمایل و علاقهای از خود نشان نمیدهند. طبق نظرات خبرگان، اگر دانشجویان و فارغالتحصیلان حسابداری ایران در شرایط کاری کشورهای دارای اقتصاد رقابتی و خصوصی قرار گیرند با مشکل جدی در حوزه عمل حسابداری روبرو خواهند شد، زیرا آموزشهای حسابداری که دیدهاند بر مبنای اقتصاد دولتی بوده است. لازمه تحول گزارشگری کشور ایران رقابتی و خصوصی شدن اقتصاد و صنعت است. در نتیجه عامل پایین بودن سطح کاربردهای حسابداری در ایران دولتی بودن اقتصاد است. خبرگان یقین داشتند که، در ایران با توجه به اینکه سیستم آموزشی و پژوهشی هماهنگ و همگام با نیازها نیست، در نتیجه آموزشها و پژوهشهای انجام شده همسو با نیازها نبوده، لذا آموزش و پژوهش قادر به حل مسائل و مشکلات اقتصادی، صنعتی و حرفهای کشور نمیباشد.
5-2- دولت مصاحبهشوندگان اجماع نظر داشتند که، دولتها در توسعه آموزش حسابداری نقش دارند. دولتها معمولاً به دو منظور به حسابداری توجه دارند، اول جهت اخذ خراج و مالیات و دیگری جهت برنامهریزی اقتصادی است. در کشورهای جهان سوم عمدتاً بر روی عامل اول تأکید میشود ولی، کشورهای پیشرفته بر روی عامل دوم که از ارزش بالایی برخوردار میباشد توجه دارند. بنابراین دولتها به دلیل اهداف مهمیکه در این ارتباط دارند آموزش حسابداری را تحت تأثیر قرار میدهند. در ادامه به متون مربوط به مصاحبهشونده (A21) در این باره اشاره میشود: «...معمولا دولتها به دو منظور به حسابداری توجه دارند، یکی برای گرفتن خراج و مالیات است و دیگری برای برنامهریزی اقتصادی است. چون معمولا در کشورهای جهان سوم عمدتاً بر روی اولی پای میفشارند اما کشورهای پیشرفته بر روی دومیارزش بالایی قائل هستند. بنابراین دولتها به دلیل اهداف مهمیکه در این ارتباط دارند بر آموزش حسابداری نقش بالایی ایفا خواهند کرد...( A21)». طبق نظرات خبرگان، توسعه آموزش حسابداری متأثر از سازمانها، نوع سیستم و محدودیتهای حکومتی دولت میباشد. در گذشته در ایران عدم یکنواختی در گزارشگری مالی شرکتها دیده میشد و از طرفی هم نهاد استانداردگذاری وجود نداشت تا شرکتها از آن استانداردها تبعیت کنند. بعد از انقلاب نیاز بود نظارت بر شرکتهای دولتی از طریق نهاد تدوین استانداردها انجام شود، لذا سازمان حسابرسی که وظیفه تدوین استانداردهای حسابداری را عهدهدار شده بود، نظارت و کنترل بر گزارشگری شرکتها توسط این نهاد به اجرا درآمد و توسعه حسابداری با ایجاد سازمان حسابرسی متحول گردید. همچنین نقش حمایت دولت از آموزش حسابداری بر توسعه این رشته تأثیرگذار بوده است، نمونه بارز این موضوع اعزام دانشجویان در گذشته جهت آموختن حسابداری به کشورهای انگلستان و آمریکا بوده است. طبق نظرات مصاحبهشوندگان، هر چقدر دولتها به حسابداری یا هر رشته تحصیلی و یا هر موضوعی اهمیت دهند آن رشته یا موضوع هم در جامعه پیشرفت بیشتری پیدا خواهد نمود. حمایت دولت در حوزه آموزش و پژوهش آموزش عالی قطعاً در پیشرفت، تحول و توسعه آموزش و پژوهش کشور تأثیر دارد. نمونه بارز پیشرفت و توسعه آموزش حسابداری، که نتیجه حمایت دولت بوده است، کشور استرالیا میباشد. کشور استرالیا یکی از کشورهایی است که در زمینه حسابداری بخش عمومیتوسعه مناسبی داشته است و علت آن گسترده بودن سیستم دولتی و حمایتهای ویژه دولت از آموزش عالی استرالیا میباشد. از منظر دیگر روابط و همکاریهای آموزشی و پژوهشی و سیاستهای بینالمللی اتخاذ شده توسط دولتها بر توسعه و پیشرفت رشتههای تحصیلی دانشگاهی از جمله حسابداری تأثیرگذار میباشد و با گسترش همکاری و روابط آموزشی و پژوهشی در سطح بینالمللی، دانش به اشتراک گذاشته شده و موجب توسعه علوم خواهد شد. طبق نظرات خبرگان همکاری های آموزشی و پژوهشی ایران با دانشگاههای سایر کشورها در سطح بینالمللی مناسب و کافی نبوده است و این موضوع مستلزم حمایت دولت است.
5-3- عوامل سیاسی مصاحبهشوندگان اجماع نظر داشتند که، عوامل سیاسی بر توسعه آموزش حسابداری در دانشگاهها تأثیر با اهمیتی دارد. آنان بیان داشتند که، به دلیل تحریمها و شرایط سیاسی موجود محدودیتها و چالشهای سیاسی در ایران وجود دارد. مطمئناً اگر از نظر سیاسی شرایط عادی تری حاکم بود، امکان برگزاری کنفرانسهای بینالمللی با شرایط بهتر و با محدودیتهای کمتری وجود خواهد داشت و با حضور اساتید برجسته حسابداری در سطح بینالمللی در ایران تبادل دانش و اطلاعات انجام میشد و دانشجویان حسابداری ایران بیشتر با رویکرد آموزش، پژوهش و دانش جهانی آشنا میشدند. طبق نظرات مصاحبهشوندگان، تأثیر سیاست و تحریمهای اخیر در خصوص دریافت منابع علمی، بر توسعه آموزش حسابداری ایران سهم ناچیزی داشته است. زیرا اطلاعات و منابع علمیحسابداری از راههای گوناگون مانند اینترنت وارد ایران شده و مرزی برای دانش و دریافت منابع علمیوجود ندارد. لذا تحریمهای اخیر تأثیر قابل ملاحظه منفی بر توسعه آموزش حسابداری در دانشگاههای ایران نداشته است. طبق نظرات خبرگان، نفوذ سیاست در انتشارات سازمان حسابرسی از جمله استانداردهای ملی باعث شد که پویایی و تولید منابع آموزشی و علمیحسابداری سازمان حسابرسی نسبت به گذشته کاهش یابد. از منظر دیگر همکاریهای آموزشی و پژوهشی در سطح بینالمللی، متأثر از روابط سیاسی میان کشورها است. کشور ایران با کشورهایی که دارای روابط سیاسی قوی است، دارای تبادل دانش و اطلاعات میباشد و عکس قضیه هم صادق است. روابط سیاسی ایران در منطقه محدود به آموزش دانشجویان چینی، سوری، عراقی و افغان میباشد. به طوری که دانشجویان مذکور در دانشگاههای ایران در رشته حسابداری و سایر رشتههای تحصیلی مشغول به تحصیل میباشند. با توجه به محدود بودن روابط سیاسی بینالمللی ایران، تبادل اساتید و دانشجو و همکاریهای دانشگاهی در سطح بینالمللی به صورت مطلوب انجام نمیشود و دارای محدودیت است. خبرگان یقین داشتند که، عدم ارتباطات سیاسی با برخی از کشورهای همسایه باعث شده است که همکاریهای آموزشی و پژوهشی دانشگاهی پائین بوده و ارتباطات اساتید و دانشجو به صورت مناسب نباشد. از سوی دیگر همکاری آموزشی و پژوهشی دولت، صنعت با دانشگاهها به خاطر مسایل محرمانه متأثر از سیاست بوده و به این دلیل ارتباطات دولت و صنعت با دانشگاه در حد خیلی پایین بوده و مشکلات دولت و صنعت به دانشگاهها ارجاع داده نمیشود و سازمانهای مختلف با پژوهشگران متخصص همکاری نمیکنند، بنابراین منشا موضوعات پیشگفته متأثر از مؤلفههای سیاسی است. طبق نظرات مشارکتکنندگان، با توجه به اینکه سیستم ایران دولتی است، طبیعتا سیاستگذاری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نقش بسیار مؤثری را در گسترش آموزش حسابداری ایفا میکند و نمیتوان جدای از سیاست دولت تصمیم گرفت و یکی از مشکلات کشور ایران در توسعه آموزش حسابداری، دولتی بودن سیستم آموزشی است. همچنین نفوذ و استعمار کشورها بر توسعه آموزش حسابداری کشورهای مستعمره مؤثر میباشد، به عنوان مثال با توجه به اینکه کشور هند از قدیم مستعمره انگلستان بوده است، امروز هم رویکرد حسابداری این کشور برگرفته از حسابداری کشورهای استعمارگر (انگلستان) میباشد.
5-4- عوامل فرهنگی مصاحبهشوندگان تأکید داشتند که، عوامل فرهنگی در توسعه آموزش حسابداری نقش به سزایی دارد. طبق نظر آنان حسابداری تحت تأثیر فرهنگ است و این فرهنگ میتواند فرهنگ حاکم بر جامعه، کسب و کار و شرکتها باشد. از منظر دیگر توسعه فرهنگی هم بر توسعه آموزش حسابداری تأثیرگذار میباشد، زیرا با تحولات فرهنگی نیاز به حسابداری هم تغییر پیدا میکند. همچنین فرهنگ بر چگونگی فعالیت، رفتار و سیاستهای حاکم بر کسب و کار، صنعت، دانشگاه و یا یک کشور تأثیرگذار است. قاعدتا فرهنگ در همه عرصهها نقش آفرینی میکند و در توسعه حسابداری هم فرهنگ نقش به سزایی دارد. با توجه به اینکه در ایران جنبه مالی برای شرکتها یک جنبه محرمانه بوده و مدیران شرکتها از ورود کارآموزان و دانشجویان و یا یک فرد غیر مسئول به محیط داخلی امور مالی شرکت امتناع میورزند، به همین لحاظ تمایل ندارند، دانشجویی حتی رایگان بیاید به عنوان کارآموز کار کند، زیرا آنان معتقدند، فرد یا دانشجوی مذکور با اطلاعات محرمانه مالی شرکت آشنا میشود و به خاطر این موضوع اجازه حضور افراد در شرکت را جهت کارآموزی در حوزه حسابداری نمیدهند، در نتیجه فرهنگ حاکم بر کسب و کار و شرکتها بر آموزش حسابداری تأثیرگذار میباشد. در ادامه به متون مربوط به مصاحبهشونده (A21) در این باره اشاره میشود: «... قاعدتا فرهنگ در همه عرصهها مؤثر است و نقشآفرینی میکند و طبیعتاً فرهنگ میتواند در توسعه آموزش حسابداری نقش به سزایی داشته باشد. من یک مصداق را میآورم و اشاره میکنم به فرهنگی که در صنایع و محیط کسب و کار حاکم است دقت بفرمایید مثلا در بحث کارآموزی اگر دانشجویان حسابداری و حسابداران به کارخانهها و مراکز تولیدی معرفی بشوند اگر مدیران این فرهنگ را نداشته باشند آنها را بپذیرند و به آنها مهارتآموزی بکنند، فارغالتحصیلانمان بعد از فراغت از تحصیل دارای هیچ گونه مهارتی نیستند و صرفا یک سری مباحث تئوری و مبانی نظری یا مطالعات تطبیقی را در اختیار دارند. بنابراین از ابعاد مختلف میتواند فرهنگ تأثیر به سزایی بر توسعه حسابداری داشته باشد...( A21)». خبرگان ابراز داشتند که، در ایران توجه زیادی به فرهنگ جمعگرایی نمیشود و بیشتر فردگرایی رایج است. دلایل مختلفی در این خصوص وجود دارد، یکی از دلایل را میتوان در موضوعات فرهنگی دید. همچنین فرهنگ ملی گرایی بر توسعه آموزش حسابداری تأثیرگذار بوده است و با اجرای استانداردهای بینالمللی حسابداری در ایران عدم اعتقاد به ملیگرایی رواج پیدا کرده است. از سوی دیگر فرهنگ آموزش انتقادی و کار تیمیدر حوزه آموزشی دانشگاهها جایگاه واقعی خود را ندارد. همچنین در برخی از دانشگاههای ایران فرهنگ رابطهمداری جایگزین شایستهسالاری و شایستهپروری شده است.
5-5- الزامات قانونی مصاحبهشوندگان اجماع کلی داشتند که، الزامات قانونی در توسعه آموزش حسابداری تأثیرگذار است و الزامات قانونی در داخل کشور و در سطح جهانی و همچنین مشکل آموزشی تعارض قوانین جاری با استانداردهای حسابداری ایران با توسعه آموزش حسابداری در ارتباط نزدیک میباشند. طبق نظرات آنان در کشور ایران از حسابداری به عنوان ابزاری در راستای رفع تکلیف قانونی استفاده میشود. به عنوان مثال طبق قانون تجارت شرکتها موظف به نگهداری و تحریر دفاتر قانونی و ارائه صورتهای مالی هستند و همچنین دولت حسابرسی صورتهای مالی را ملزم نموده است. با توجه به اینکه ذینفعان از اطلاعات و گزارشهای حسابداری تهیه شده مبنایی برای تصمیمگیری استفاده میکنند، لذا میبایست حسابداران اطلاعات به موقع، درست و مربوط ارائه دهند. در مقابل دانشگاههای ایران برابر نیاز جامعه، شرکتها، ذینفعان و سیستم حسابداری رایج در کشور آموزشهای لازم در حوزه حسابداری را ارئه میکنند. همانطور که مشخص است حسابداری مالی در کشور ایران نسبت به سایر حوزههای حسابداری مانند حسابداری بهای تمام شده، حسابداری مدیریت توسعه قابل ملاحظهای داشته است. علت این موضوع الزامات قانونی از جمله؛ گزارشگری مالی و استانداردهای حسابداری، الزامات بورس اوراق بهادار و در نهایت مالیات میباشد و الزامات قانونی بدون در نظر گرفتن نقش دولت معنا پیدا نمیکند. خبرگان بیان داشتند که، حسابداری بهای تمام شده و حسابداری مدیریت از این قضیه مهجور ماندهاند، زیرا الزامات قانونی در این خصوص وجود نداشته و در مقابل حسابرسی مستقل پیشرفت و توسعه پیدا کرده است، زیرا در بحث گزارشگری مالی و خدمات اطمینان بخشی الزامات قانونی گستردهای در حوزه حسابرسی مستقل کشور وجود دارد. با توجه به لزوم اجرای حسابداری براساس الزامات قانونی، لازم است آموزشهای حسابداری در این خصوص از طریق دانشگاهها و مراکز حرفهای ارائه شود تا شرکتها و سازمانها در امور حسابداری خود دچار مشکل نشوند. طبق نظرات مصاحبهشوندگان، الزامات قانونی در سطح بینالمللی بر توسعه آموزش حسابداری تأثیرگذار میباشد. نمونه بارز این موضوع، زمانی که کشور ایران درصدد عضویت در سازمان تجارت جهانی بود، یکی از شرایط احراز عضویت و ورود به سازمان تجارت جهانی وجود استانداردهای حسابداری مصوب و وجود حسابرسی مستقل بوده است. لذا طبق مصوبه قانونی، جامعه حسابداران رسمیایران تأسیس گردید. با توجه به اینکه زیربنای تدوین استانداردهای حسابداری چارچوب نظری میباشد و بدون چارچوب نظری نمیتوان استانداردهای حسابداری را تهیه و تدوین نمود، در گذشته کشور ایران فاقد چارچوب نظری حسابداری براساس وضعیت اقتصادی، اجتماعی و قانونی بوده است، در نتیجه سریعا کارگروه مربوطه جهت تدوین چارچوب نظری در سازمان حسابرسی تشکیل و چارچوب نظری تدوین و زیربنای تدوین استانداردهای حسابداری ایران قرار گرفت. مصاحبهشوندگان باور داشتند که، تعارض قوانین جاری کشور با استانداردهای حسابداری به عنوان یک چالش در حوزه آموزش حسابداری مطرح است. برخی مفاهیم در قوانین ایران وجود دارد که با قانون تجارت در تناقض هستند، با توجه به اینکه در دهههای اخیر قانون تجارت تغییر اساسی پیدا نکرده است و از طرفی هم استانداردهای حسابداری ایران تابع استانداردهای حسابداری بینالمللی میباشد، در این بین تضاد وجود دارد و تازمانی که قانون تجارت به روز نشود این مشکل وجود خواهد داشت. براساس نظرات خبرگان امروزه یکی از عواملی که باعث شده است، حسابداری دچار چالش شود، این است که حسابداری همگام و متناسب با قوانین مالی و مالیاتی حرکت نکرده است، در همه جای دنیا قوانینی که در مالیاتها تصویب و اجرا میشود بایستی تا جایی که امکان دارد با اصول حسابداری منطبق شوند، یعنی قبل از تصویب قانون نظرات مراجع و صاحبنظران حسابداری اخذ میشود و سپس قوانین به تصویب میرسد. از منظر دیگر، در اکثر مواقع قانون و اصول حسابداری با یکدیگر در تعارض جدی هستند و این هم یکی از موانع پیشرفت حسابداری است. خبرگان بیان داشتند که، اساتیدی که در کلاس درس دانشگاه مطالب حسابداری را آموزش میدهند، تعارض قانون مالیاتها و قانون تجارت کاملاً مشهود است و یا اینکه طبق اصول حسابداری هزینهها در دفاتر ثبت میشود، ولی براساس قانون مالیات برخی از هزینهها مورد قبول قانون مالیات نیست. طبق نظرات خبرگان، با توجه به تعارض قوانین و استانداردهای حسابداری در ایران، شرکتها اقدام به اجرای عملیات حسابداری در دو دفتر یکی بر مبنای استانداردهای بینالمللی حسابداری و دیگری براساس استانداردهای حسابداری ایران مینمایند و این چالش در حرفه حسابداری دیده میشود. مصاحبهشوندگان یقین داشتند، با توجه به آموزشهایی که در کلاسهای درس دانشگاه به دانشجویان ارائه میشود، بیان میشود که صورتهای مالی متکی بر دفاتر روزنامه و کل شرکت میباشد و زمانی که صورتهای مالی بر مبنای استانداردهای بینالمللی حسابداری تهیه میشود، دیگر بر مبنای دفاتر نیست، به همین لحاظ دوگانگی و تعارض در تهیه و ارائه اطلاعات به دانشجویان و حرفه به وجود میآید. به طور کلی ضرورت دارد، استانداردهای حسابداری متناسب با اوضاع و احوال کشور تهیه و تدوین شود تا آموزشهای لازم در این خصوص توسط دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ارائه شود.
5-6- حسابخواهی و حسابدهی مصاحبهشوندگان اظهار داشتند که، حسابخواهی و حسابدهی نقش مؤثری را در توسعه آموزش حسابداری ایفا میکند. به عنوان مثال اجرای عملیات حسابرسی در راستای حسابخواهی و به رسمیت شناختن آن بوده و این موضوع موجب توسعه حسابرسی شده است. با توجه به اینکه اقتصاد ایران دولتی میباشد، جایگاه حسابخواهی در ایران کمرنگ است. از منظر دیگر، عدم آگاهی افراد جامعه با مفهوم حساب خواهی در توسعه آموزش حسابداری تأثیرگذار است. طبق نظرات آنان مشکل اصلی در ایران آموزش نیست، بلکه مشکل اصلی این است که هنوز حق حسابخواهی در ایران ناآشنا است و با گذشت زمان حق حسابخواهی که مطرح میشود متقابلاً حق حسابدهی هم شکل میگیرد. در نتیجه حسابخواهی بر حسابدهی ارجحیت دارد. در ادامه به متون مربوط به مصاحبهشونده (A09) در این باره اشاره میشود: «... معذلک از نظر من هنوز حسابداری و حسابرسی اصلا اجرا نشده است. ما در این مملکت همه میگویند پاسخگویی، فلانی باید پاسخگو باشد این یک چیزی است که من اصلاً نمیتوانم کنار بیایم، آنچه که در ایران گم شده است حسابخواهی است نه حسابدهی نه پاسخگویی من منکر اینها نیستم ولی ما ملت برای خودمان حسابخواهی قائل نیستیم. بنابراین ما مشکلمان در آموزش نیست مشکلمان این است که ما هنوز حق حسابخواهی را نمیشناسیم یک ذره که میرویم جلو و یک جاهایی حق حسابخواهی مطرح میشود آن وقت میبینیم که حق حسابدهی هم شکل میگیرد... ( A09)». مصاحبهشوندگان یقین داشتند که، عدم شفافیت در جامعه بر آموزشهای دانشگاهی تأثیرگذار است. با توجه به اینکه سیستم آموزش عالی در دانشگاهها باز میباشد، دانشگاه هم از اتفاقاتی (از جمله شفافیت، قبول استانداردها و از همه مهمتر قضاوت حرفهای دانشگاهیان و اساتید) که در بیرون از دانشگاه رخ میدهد متأثر میشود. با در نظر گرفتن عدم وجود شفافیت، اتفاقات بیرون از دانشگاه به دانشگاه تسری مییابد و همچنین جامعه متأثر از دانشگاه میشود. خبرگان تأکید داشتند، آموزش حسابداری ایران از نبود شفافیت و عدم وجود سیستمهای یکپارچه رنج میبرد. به لحاظ عملی، در امور حسابداری، حسابرسی، مشاوره و خدمات مالی به دلیل اینکه فناوری اطلاعات در خارج از ایران خیلی سریع پیشرفت کرده است و کشور ایران به لحاظ فناوری اطلاعات پیشرفت قابل قبولی نداشته است، لذا ایران در حسابداری کما کان بر بدهکار و بستانکار و مفاهیم کتب تئوری متمرکز بوده است و کم توجهی در حوزه آموزش فناوری اطلاعات و نرمافزارهای حسابداری وجود دارد و نرمافزارها و سیستمهای ایرانی تکهتکه شده است و سیستم یکپارچه مالی در سطح کشور وجود ندارد و سازمانها هرکدام برای خودشان سیستمهای اطلاعاتی جداگانه دارند و هیچ ارتباط سیستمییکپارچه مستقل وجود ندارد. خبرگان اعلام داشتند که، سیستمهای حسابداری، مالی و غیره در ایران به صورت یکپارچه و متصل نیستند، در نتیجه اطلاعات بین سازمانها رد و بدل نمیشود. طبق نظرات آنان تکنولوژی های جدید شفافیت همراه دارد و لازم است کشور ایران با استفاده از تکنولوژیهای نوین و مدیریت علمیبه شفافیت مورد انتظار دست یابد و این اقدام مهم نیاز به مدیریت و راهبری سیستم حسابخواهی و حسابدهی دارد. همچنین عدم وجود سیستم مناسب و نبود مدیریت سیستم و پاسخگویی نامناسب در ایران، موجب شده است که حسابخواهی و حسابدهی به معنای واقعی محقق نشود و در نتیجه آموزش حسابداری هم از این موضوع متأثر شود. طبق نظرات خبرگان، زمانی که شرکتهای سهامیبه وجود آمدند ارائه اطلاعات به ذینفعان، حسابدهی و حسابخواهی اهمیت ویژهای پیدا نمود. از سوی دیگر در شرکتها حسابخواهی و حسابدهی متأثر از ترکیب و تفکرات سهامداران و ارکان راهبری شرکت است. طبق نظرات مصاحبهشوندگان، اگر سهامداران و ارکان راهبری به حسابخواهی و حسابدهی معتقد باشند، نیاز به امور حسابداری و گزارشگری مالی و در نتیجه آموزش حسابداری در دانشگاهها بیش از پیش احساس خواهد شد و سپس دانشگاهها در راستای پاسخگویی به نیازهای آموزشی به وجود آمده، خدمات آموزش حسابداری را به جامعه، شرکتها و سازمانهای مربوطه ارائه خواهند نمود. از منظر دیگر حسابخواهی و حسابدهی براساس الزامات قانونی اجرا میشود. به عنوان مثال در گذشته شرکتها و مؤسسات، براساس الزامات قانونی پاسخگویی را صرفاً نسبت به وزارت امور اقتصادی و دارایی اجرا میکردند. در اینجا لازم است، رویکرد استفاده از حسابداری در ایران از ضرورت قانونی به پاسخگویی و حسابدهی تغییر پیدا کند و همچنین مهارت و توانائی حسابخواهی و حسابدهی در ایران تقویت شود تا زمینهای برای تقویت و حسابداری و توسعه آموزش آن فراهم شود. برابر نظرات خبرگان، حمایت و اعتقاد به حسابخواهی بیشتر از اعتقاد به حسابدهی در توسعه آموزش حسابداری مؤثر است. با توجه به اینکه حسابدهی عامل مهمیمیباشد، باید گفت آنچه که در ایران مفقود شده است حق حسابخواهی است، نه حسابدهی و نه پاسخگویی، زیرا ایرانیان برای خودشان حق حسابخواهی قائل نیستند. بنابراین اعتقاد به عامل حسابخواهی در توسعه آموزش حسابداری در ایران تأثیر با اهمیتی دارد. بنابراین پاسخخواهی و پاسخگویی لازمه توسعه آموزش حسابداری در ایران است و از آن مهمتر این است که حسابداری برای محیطی است که حسابخواهی وجود داشته باشد. به طور کلی اگر در جامعه کسی حساب نخواهد، حسابدار هم نمیخواهد و نیازی به آموزش حسابداری هم احساس نخواهد شد.
5-7- پدیدههای اجتماعی و تاریخی طبق نظرات مصاحبهشوندگان، عوامل و پدیدههای اجتماعی، محیطی و تاریخی بر توسعه حسابداری تأثیر به سزایی دارد. آنان بیان داشتند که، سرعت رشد و توسعه آموزش حسابداری وابسته به سرعت رشد و توسعه اجتماعی و فرهنگی است. بعد از انقلاب صنعتی، شرکتها و صاحبان سرمایه اوج گرفتند و تک مالکی به چند مالکی تبدیل شد و نیاز به حسابداری بیشتر احساس شد. همچنین کشورهای پیشرو به مباحث و حوزههایی از حسابداری پرداختند که ناشی از اقتصاد پیشرفته آنان بوده است. به عنوان مثال کشورهای پیشرفته از جمله فرانسه سالها است که در حوزه حسابداری و گزارشگری مسئولیت اجتماعی فعالیت میکنند و این موضوع منوط به این است که گروههای اجتماعی و احزاب سبز در فرانسه خیلی فعال بودهاند. با توجه به اینکه در اروپا اتحادیههای کارگری خیلی قوی هستند، لذا میتوانند با اجرای یک عمل اجتماعی مثل اعتصابهای کارگری بر اقتصاد و در نهایت بر حسابداری تأثیرگذار باشند. همچنین اگر بازار و اقتصاد کشورها رقابتی شود منجر به گزارشگری مدرن خواهد شد. خبرگان بیان داشتند که، پدیده جنگ هم یکی دیگر از عوامل اجتماعی است که بر توسعه آموزش حسابداری تأثیرگذار است. براساس نظرات خبرگان لازم است حسابداری همگام با نیازها و تحولات اجتماعی، تاریخی و محیطی در طول تاریخ به روزرسانی شود تا بتواند رافع نیازها در طول زمان باشد. در خصوص آینده حسابداری هم باید گفت، حسابدارها در آینده با چالشهایی روبرو خواهند شد و با توجه به تغییراتی که در محیط کسب و کار به وجود خواهد آمد، لازم است حسابداران صلاحیتهای علمیو حرفهای خودشان را ارتقاء و به روزرسانی کنند تا بتوانند پاسخگوی تغییرات به وجود آمده ناشی از پدیدههای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، تاریخی و محیطی باشند. برابر نظرات مصاحبهشوندگان، پژوهشهای حسابداری کشورهای پیشرفته بر رسالهها، تحقیقات و پایاننامههای دانشجویان حسابداری ایرانی تأثیرگذار بوده است و اخیراً این تأثیرگذاری بیشتر شده است. موضوعی که در حوزه پژوهشهای حسابداری ایران مشاهده میشود این است که دانشجویان تحصیلات تکمیلی یک مقاله لاتین به روزی را از یک کشوری که مورد نظرشان است انتخاب کرده و سعی میکنند همان را الگوسازی کنند، یعنی دقیقا مطالب کشورهای خارجی بر پایاننامهها، رسالهها و پژوهشهای حسابداری ایران تأثیر گذاشته است. طبق نظرات خبرگان در صورتی که الگوبرداری از یک موضوع و مبحث علمینو و رافع نیازهای کشور باشد، مشکلی ندارد و چگونگی پیادهسازی آن در ایران حائز اهمیت است. لازم است پیاده سازی براساس اقتصاد، فرهنگ، جامعه، محیط، وضعیت و شرایط جاری ایران هماهنگ و سازگار باشد و این وظیفه مهمیاست که پژوهشگران و اساتید حسابداری باید آن را مدنظر قرار دهند.
5-8- دانشگاهها و سایر مراکز و نهادها براساس نظرات مصاحبهشوندگان دانشگاهها و سایر مراکز و نهادها از قبیل مؤسسه عالی حسابداری، دانشگاههای ایران، انجمنهای علمیو حرفهای حسابداری، سازمان حسابرسی، جامعه حسابداران رسمیایران، سازمان مدیریت صنعتی، بانکها، مدرسه دارالفنون و شرکت نفت بر توسعه حسابداری ایران تأثیرگذار بودهاند. در ادامه به تشریح هر یک از موارد مذکور پرداخته میشود. طبق بیانات مصاحبهشوندگان، مؤسسه عالی حسابداری به مدیریت دکتر عزیز نبوی در دهه چهل تأسیس شد و نقش به سزایی را در مراحل اولیه، پیدایش و توسعه آموزش حسابداری ایران ایفا کرده است و دانشجویان و دانشآموختگان برجسته زیادی را در دهههای چهل و پنجاه در حوزه حسابداری آموزش داده است. به طورکلی مصاحبهشوندگان بیان داشتند که، علاوه بر دانشگاهها، مؤسسه عالی حسابداری هم سهم بزرگی در توسعه و پیشرفت رشته حسابداری ایران داشته است و تلاشهای مؤسسه عالی حسابداری دکتر عزیز نبوی در ابتدای پیدایش و پیشرفت حسابداری در ایران بر هیچ کس پوشیده نیست. همچنین در دهههای 40 و 50 مؤسسه عالی حسابداری نسبت به انتشار منابع آموزشی حسابداری اقدامات ارزندهای را انجام داده است و موسسه عالی حسابداری بیشتر بر آموزش در حوزه حسابرسی تأکید داشته است. طبق نظرات مصاحبهشوندگان نیاز عامل اصلی آموزش و تأسیس دانشگاهها میباشد. بنابراین دانشگاهها براساس نیاز کشور و جامعه به وجود میآیند تا در راستای رفع نیازهای جامعه اقدام به فعالیت نمایند. برابر اظهارات خبرگان، حسابداری به معنای واقعی در دانشگاههای ایران توسعه و پیشرفت داشته است با توجه به اینکه دانشگاههای ایران نسبت به تربیت و آموزش دانشجویان اقدام نمودهاند و فارغالتحصیلان حسابداری که در امور اجرایی قرار میگیرند و نسبت به اداره و مدیریت امور مالی شرکت ها و سازمانهای مختلف به صورت موفق میپردازند، نمونهای از بازتاب و حاصل کار دانشگاههای ایران در زمینه تربیت و آموزش منابع انسانی توانمند در حوزه حسابداری است. البته ممکن است این موضوع به صورت مطلق نباشد، ولی به طور کلی دانشگاهها نقش به سزایی را ایفا کردهاند. دانشگاههای ایران علاوه بر تربیت نیروهای متخصص نسبت به ایجاد منابع درسی حسابداری اقدامات برجستهای را انجام دادهاند. نظرات خبرگان گویای این مطلب است که، حسابداری امروزی محصول دانشگاه است و بیشترین نقش آموزش حسابداری و حسابداران را دانشگاهها به عهده داشتهاند. در گذشته تقریباً نزدیک به چهل سال پیش در ایران رشته دکترای حسابداری وجود نداشت، بعدها با گسترش دورههای مختلف حسابداری در ایران، به ویژه دوره دکترا و تحصیلات تکمیلی که امروزه شاهد آن هستیم، حسابداری به وضعیت مطلوبی رسیده است. از سوی دیگر در دهههای گذشته حسابداری در وضعیت مناسبی قرار نداشته و در یک مقطع زمانی با شروع انقلاب، دانشگاهها تعطیل شده بودند و کسی در آن برهه زمانی به حسابداری توجهی نداشته است. ضمناً، در سالهای گذشته مجلات و نشریات علمیو پژوهشی حسابداری به این شکل امروزی وجود نداشته است. بنابراین تمامیاین موضوعات مدیون دانشگاههای کشور است، البته حرفه حسابداری هم تا حدودی توسعه داشته است و حرفه کمترین سهم آموزش حسابداری را به خودش اختصاص داده است. در ادامه به متون مربوط به مصاحبه شوندگان (A16و A21) در این باره اشاره میشود: «دانشگاهها خیلی نقش ایفا کردهاند البته شما یادتان نمیآید، خوب من به هر حال چند سال است که در دانشگاهها کار کردهام در حسابداری کار کردم کاملاً برایم روشن است ببینید در ایران حالا من سی و چند سال قبل را میگویم که من تازه از آمریکا آمده بودم، اولا رشته دکترای حسابداری وجود نداشت حالا فوقش رشته حسابداری بعضی از دانشگاههای بزرگی مثل تهران و اینها داشتند در خیلی از شهرستانها رشته حسابداری وجود نداشت میخواهم بگویم حسابداری خیلی در وضعیت بدی بود خوب انقلاب هم شده بود و دانشگاهها تعطیل شده بودند آنقدر حال و هوای انقلاب مسلط شده بود کسی خیلی به حسابداری توجهی نداشت ولی خوب به حمدالله با گسترش دورههای مختلف به ویژه دکترا و تحصیلات تکمیلی که امروز ملاحظه میکنید الحمدالله به جای خیلی خیلی بهتری رسیده است. مجلاتمان که دیگر نگفتنی بود مجله حسابداری به این شکل نداشتیم، تمام اینها مدیون دانشگاهها است دانشگاهها بودند که این کارها را کردند، حالا علاوه بر این ارتقاء حرفه و غیره که هم البته یک بحثی دیگر است بسیاری از دوستانی که در حرفه هستند دستپروده دانشگاهها هستند. بنابراین به نظر من دانشگاهها نقش بسیار بسیار نقش مؤثری را بازی کردهاند بازی کردهاند و نقششان بسیار بسیار مهم بوده است... (A16)». «من فکر میکنم بیشترین نقش در آموزش حسابداری در ایران دانشگاهها داشتند، من جای دیگری را نمیشناسم که در ارتقای آموزش حسابداری در ایران نقش با اهمیتی را ایفا کرده باشند. البته ما حرفه حسابداری هم داریم که برای رشته حسابدای و ارتقای آن گامهایی را برداشته باشند، ولی اعتقاد دارم آنها در بخش آموزش کمترین سهم را به خودشان اختصاص میدهند و بیشترین سهم را ما بایستی به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در این خصوص بدهیم... (A21)». مصاحبهشوندگان یقین داشتند که، در گذشته تدریس حسابداری به عنوان یک رشته مستقل دانشگاهی در ایران با مشکلات و فراز و نشیبهای فراوان روبرو بوده است. آقای فضل الله اکبری اولین کسی بوده است که رشته حسابداری را با پشت سرگذاشتن سختیهای زیادی در دانشگاه ابداع کرد. زیرا در آن زمان اجازه نمیدادند رشته حسابداری در دانشگاه به عنوان رشته تحصیلی مستقل مطرح شود، ولیکن رشته حسابداری در دانشکده علوم اداری دانشگاه تهران به عنوان رشته تحصیلی ایجاد شد. به طور کلی در گذشته زمان پیدایش حسابداری نوین، سه مرکز و منبع آموزش حسابداری (دانشکده حسابداری و علوم مالی نفت (آموزشگاه حسابداری نفت سابق)، دانشگاه تهران و مؤسسه عالی حسابداری) متولی آموزش حسابداری در ایران بودهاند. دیدگاه اول آقای حسن سجادی نژاد در آموزشگاه حسابداری نفت سابق زیر مجموعه شرکت نفت ایران بوده است، دیدگاه دوم آقای فضل الله اکبری که در بخش دولتی حسابداری دانشکده علوم اداری دانشگاه تهران را تأسیس نمود و دیدگاه سوم آقای عزیز نبوی اولین کسی بودکه در بخش خصوصی حسابداری را آموزش داده است. افرادی که از این سه مرجع در حوزه حسابداری فارغالتحصیل شدهاند، افرادی برجسته بودهاند که اعتبار دانشگاه و حرفه را در کشور بالا برده و خدمات ارزندهای را نسبت به حسابداری ایران ارائه نمودهاند. طبق نظرات خبرگان، از زمان تأسیس سازمان حسابرسی تقریباً سال 1362 به بعد نقش دانشگاهها کمرنگ شد، این کمرنگ شدن میتواند ناشی از تهیه و تدوین کتب توسط سازمان حسابرسی باشد. لذا دانشگاهها در زمینه تهیه و تالیف کتب نقش کمتری داشتهاند. مصاحبهشوندگان اظهار داشتند که، ضرورت دارد دانشگاهها نسبت به استانداردگذاری ملی و ایجاد منابع علمیحسابداری فعالتر عمل نمایند. طبق نظرات مصاحبهشوندگان، نفود و نقش انجمن حسابداری ایران در حوزه آموزش بسیار پائین بوده است. مشارکتکنندگان بیان داشتند که، لازم است نقش انجمن حسابداری ایران در بخش آموزش و پژوهش تقویت شود و توسط انجمن علمی برای اعضای هیات علمی و اساتید حسابداری زمینههای رشد و شکوفایی فراهم شود. طبق نظرات مصاحبهشونده (A06) در کشورهای پیشرفته انجمنهای حسابداری در توسعه آموزش حسابداری به شدت تأثیرگذار هستند و نحوه تشکیل انجمنهای علمیهم متفاوت است، در آمریکا هر سه سال یک بار با رای اعضای انجمن حسابداری، رئیس انجمن انتخاب میشود و موظف هستند برابر برنامه زمانی سمینار و همایش برگزار کنند. لذا این فرآیند در ایران به صورت جهان سومیانجام میشود و برنامه مدون و مشخصی ندارد. از سوی دیگر در ایران هیچکدام از انجمنهای علمیجایگاه خودشان را ندارند و وظایف خودشان را به صورت مطلوب انجام نمیدهند. همچنین تحقق اهداف و فلسفه وجودی انجمنهای علمیمستلزم حمایت همه جانبه دولت و بودجه کافی است. از منظر دیگر اگر انجمن حسابداری کشورهای پیشرو مثل آمریکا را مورد بررسی قرار دهیم، مشخص است که مأموریت انجمن حسابداری آمریکا همکاری و هماهنگی آموزشی و پژوهشی با دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و ارتقاء و توسعه آموزش رشته حسابداری میباشد و اعضایی که مستقر در انجمن هستند باید از اساتید دانشگاه و دارای مدرک تحصیلی دکترای تخصصی باشند. به عبارتی دیگر مدارک حرفهای در انجمن حسابداری آمریکا مورد قبول نیست و مدارک حرفهای صرفاً در حرفه، مورد قبول میباشد. لذا لازم است انجمن حسابداری ایران همکاری آموزشی و پژوهشی مطلوبتری با دانشگاههای ایران در رشته حسابداری داشته باشد. خبرگان بیان داشتند که، اعضاء هیات مدیره انجمن حسابداری ایران باید از دانشگاههای معتبر تشکیل شود و ارتباطات آموزشی و پژوهشی با دانشگاهها و مراکز آموزش عالی تقویت شود. همچنین لازم است انجمنها از اساتید برجسته حسابداری دعوت کنند و از تجربیات اساتید پیشکسوت دانشگاههای ایران در راستای توسعه حسابداری استفاده نمایند، ولی این هماهنگی و همکاریها در کشورکمتر دیده میشود. همچنین مصاحبهشوندگان بیان داشتند که، نظارت و کنترل مطلوبی بر عملکرد انجمنهای علمیدر ایران وجود ندارد. ضرورت دارد کمیتههای انجمنهای علمیفعالتر عمل کرده و ارزیابی عملکرد انجمنها مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. از سوی دیگر لازم است در انجمنها شایستهسالاری حاکم شده و از رابطهمداری پرهیز شود، زیرا این موضوع مانع پیشرفت و توسعه آموزش حسابداری میشود. همچنین لازم است، انجمنهای علمیایران سیستممحور باشند و نسبت به ارائه خدمات آموزشی باکیفیت، تألیف و چاپ کتب و انجام پژوهشهای حسابداری کاربردی و مورد نیاز کشور اقدام نمایند. مصاحبهشوندگان ابراز نمودند که، انجمنهای حرفهای حسابداری بر توسعه آموزش حسابداری ایران نقش به سزایی دارند. انجمنهای حرفهای حسابداری ایران باید از نتایج پژوهشهای دانشگاهها به زیباترین شکل استفاده کنند و این پژوهشها میبایست در کمیسیونهای انجمنهای حرفهای حسابداری ارزیابی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند و از نتایج پژوهشها به بهترین شکل در حرفه و صنعت استفاده شود. ضمناً، کلیه انجمنهای حرفهای ایران میبایست دارای برنامه راهبردی باشند و طبق برنامه مذکور فعالیت نمایند. همچنین لازم است نظارت و کنترل دقیق بر عملکرد انجمنهای حرفهای اعمال شود. علاوه بر مطالب پیشگفته نظرات مصاحبهشوندگان بیانگر این است که، سازمان حسابرسی هم نقش مهمیرا در توسعه آموزش حسابداری ایران ایفا کرده است. کشور ایران قبل از تأسیس سازمان حسابرسی از مفاهیم حسابداری انگلستان و آمریکا استفاده میکرد. در اوایل انقلاب از ادغام موسسه حسابرسی صنایع ملی و موسسه حسابرسی بنیاد مستضعفان، سازمان حسابرسی به وجود آمد و مهمترین وظیفه خود را روی بخش آموزش و ترجمه و تألیف منابع آموزشی حسابداری و استانداردهای حسابداری و حسابرسی متمرکز نمود و در این راه هم بسیار موفق بوده است. مصاحبهشوندگان ابراز داشتند که، یکی از اقدامات مهمیکه سازمان حسابرسی انجام داده است انتشار نشریه 113 با عنوان چارچوب نظری بوده است که یکی از بهترین نشریات پایهای سازمان حسابرسی میباشد و مطالعه آن برای هر کسی که در زمینه حسابداری تحصیل و یا تجربهای دارد مفید و واجب است. پس از تهیه چارچوب نظری استانداردهای حسابداری براساس این چارچوب نظری و با توجه به نیازهای جامعه تهیه و تدوین گردید، لذا به طور کلی میتوان گفت که سازمان حسابرسی یکی از نهادهای مهم و تأثیرگذار بر توسعه آموزش حسابداری در ایران میباشد و سهم بزرگی را در حوزه تهیه منابع آموزشی حسابداری به خود اختصاص داده است. براساس نظرات مشارکتکنندگان در مصاحبهها، یکی دیگر از اقدامات مهم سازمان حسابرسی، رفع مشکلات اجرا و ارائه راهکار در حرفه و صنعت بوده است. همچنین مصاحبهشوندگان یقین داشتند که، بانکها هم در توسعه حسابداری در ایران سهیم بودهاند. به نظر آنان زمانی که بحث گزارشگری برون سازمانی مطرح میشود و بانکها شکل میگیرند و رویدادهای بانکی اتفاق میافتد، مثلاً زمانی که عملیات بانکی مختلف و خدمترسانی به مشتریان و ذینفعان بانکها چه در سطح داخلی و چه در سطح بینالمللی گسترش مییابد، نیاز بانک ها به حسابداری به وجود میآید و سپس آموزش حسابداری به کارکنان بانکها از طریق دانشگاه ها مطرح میشود. از نگاه دیگر فعالیت بانکها در سطح بینالمللی نیاز به آموزش حسابداری دارد و با توجه به اینکه امروزه ارتباطات بینالمللی ایران با سایر کشورها محدود شده است و برخی از ابزارهای مالی حتی عقود اسلامیکه در سایر کشورها رایج است در ایران کاربرد ندارد، لذا از این منظر موضوع عملیات بانکی در سطح جهانی تأثیر منفی بر توسعه حسابداری ایران داشته است. از سوی دیگر یکی از مراکز دیگری که بر توسعه آموزش حسابداری نقش با اهمیتی داشته است، سازمان مدیریت صنعتی است. هدف سازمان مدیریت صنعتی تربیت و آموزش تکنسین حسابداری بوده است و این کار را با کیفیت بالایی انجام داده است. اکثر فارغ التحصیلان سازمان مدیریت صنعتی به ویژه در ابتدای انقلاب با وجود اینکه مدرکشان دانشگاهی (لیسانس یا فوق لیسانس) نبود و گواهینامه سازمان مدیریت صنعتی بوده است، در اوایل انقلاب تعداد زیادی از فارغ التحصیلان سازمان مدیریت صنعتی مسئولیت امور مالی بزرگترین شرکتهای ایرانی را به عهده گرفتند و به حق از پس آن برآمدند. در ادامه به متون مربوط به مصاحبهشونده (A02) در این باره اشاره میشود: «جایی در ایران وجود داشت و هنوز هم وجود دارد، به نام سازمان مدیریت صنعتی که هدف آن این بود و هنوز هم فکر میکنم باشد که (تا8- 10 سال پیش ارتباط نزدیک همکاری داشتم) تکنسین حسابداری تربیت میکند و به حق این کار را کرده است. خیلی از فارغالتحصیلان این سازمان مدیریت صنعتی به ویژه در ابتدای انقلاب با وجود اینکه مدرکشان دانشگاهی (لیسانس یا فوق لیسانس نبود) نبود و مدرکشان سازمان مدیریت صنعتی بود. در اوایل انقلاب تعداد زیادی از فارغ التحصیلان سازمان مدیریت صنعتی مسئولیت امور مالی بزرگترین شرکتهای ایران را به عهد گرفتند و به حق از پس آن برآمدند و از دید من یکی از نهادهایی است که بیشترین تأثیر را بعد از دانشگاه تهران، دانشکده نفت و موسسه عالی حسابداری بر حسابداری داشته است...(A02)». از سوی دیگر مصاحبهشوندگان ابراز داشتند که، مدرسه دارالفنون در سال 1230 در زمان ناصرالدین شاه قاجار تأسیس شد و یکی از مراکز آموزشی است که بر توسعه آموزش حسابداری ایران تأثیرگذار بوده است. طبق نظرات خبرگان سابقه رشته حسابداری به دوران های گذشته بر میگردد، رشته حسابداری در ایران در زمان امیرکبیر جزء دروس الزامیبوده است و این موضوع در زمان امیرکبیر در مدرسه دارالفنون خیلی اهمیت داشته و در دارالفنون حسابداری و دفترداری آموزش داده میشد و در آن زمان گواهینامه و مدارک تحصیلی به افراد ارائه شده است. تعدادی از کتاب های قدیمیدر موضوعات حسابداری و دفترداری موجود است که حاکی از آموزش در مدرسه دارالفنون بوده است که قدمت آن به بیش از یکصد سال پیش بر میگردد. طبق نظرات مصاحبهشوندگان، اگر آن زمان در مدرسه دارالفنون، آموزش حسابداری ادامه پیدا میکرد شاید امروز کشور ایران در رشته حسابداری پیشتاز میبود و یا حداقل یکی از پیشتازان حسابداری به شمار میرفت. بنابراین کشورهای پیشرفته به تدریج کار پژوهشی و آموزشی در رشته حسابداری انجام دادند، ولی در ایران این کار انجام نشد و افراد به اروپا و آمریکا اعزام شدند و حسابداری را از خارج وارد کردند. طبق نظرات مصاحبهشونده (A08) چندین گواهینامه و تصدیقنامههای اصل مربوط به 100تا200 سال پیش از مدرسه دارالفنون موجود است که در سال 1330 قمری با امضاء مرحوم علی اکبر دهخدا رئیس مدرسه دارالفنون و دکتر محمد علی فروغی وزیر فرهنگ و خارجه وقت صادر شده است، که عنوان رشته تحصیلی در گواهینامههای تحصیلی مذکور، جبر و دفترداری درج شده است. همچنین مدرک دیگری موجود است، که مربوط به سال 1335 قمری بوده و این گواهینامه از طرف مدرسه دارالفنون صادر و به امضاء رسیده است و فرد مربوطه دوره علم دفترداری تجاری را به مدت یکسال گذرانده و از عهده امتحانات برآمده است. طبق نظرات مصاحبهشوندگان، شرکت نفت در پیدایش و توسعه آموزش حسابداری در ایران سهم بالایی را به خود تخصیص داده است. خبرگان بیان داشتند که، نقطه تحول آموزش حسابداری در ایران ملی شدن صنعت نفت بوده است. با توجه به ملی شدن صنعت نفت، حسابداران و متخصصین انگلیسی که امور حسابداری مربوط به شرکت نفت ایران را انجام میدادند، به انگلستان برگشتند. لذا در شرایط آن زمان نیاز به افرادی بود که امور حسابداری شرکت نفت ایران را انجام دهند، به این دلیل افرادی جهت تحصیل به انگلستان و ولز اعزام شدند تا حسابداری را بیاموزند و به ایران برگردند. برخی از افراد مذکور از جمله حسن سجادی نژاد پس از آموزش حسابداری به ایران برگشتند و زمینه توسعه آموزش حسابداری را در ایران پایهگذاری کردند. خبرگان بیان داشتند که، هدف آقای سجادی نژاد از ایجاد آموزشگاه حسابداری نفت سابق تربیت دانشجو برای کشور نبوده است، زیرا در این زمینه الزام و وظیفهای نداشته است، با توجه به اینکه90 درصد درآمد مملکت از نفت تأمین میشد، مناسب نبوده است که مسئولین مالی نفت با گرفتن دانشجو از خارج کشور تأمین شود. بنابراین شرکت نفت، نیازمند یک مرکز آموزش حسابداری بوده است و به همین علت آموزشگاه حسابداری نفت سابق تأسیس شد. طبق نظرات خبرگان، کسانی که از آموزشگاه حسابداری نفت سابق فارغالتحصیل میشدند ضمن آشنایی با حسابداری میتوانستند امور مالی شرکت نفت را پوشش دهند. به طور کلی باید گفت آقای سجادی نژاد با هدف و رویکرد تربیت متخصصین حسابداری جهت انجام امور مالی و حسابداری شرکت نفت آموزش را شروع کرد و در ابتدا جنبه عام نداشته است و به تدریج جنبه خاص آموزش حسابداری در آموزشگاه حسابداری نفت سابق در عمل تبدیل شد به این موضوع که دانشجویانی که فارغالتحصیل میشدند میرفتند به سمت کل جامعه و امور مالی شرکتهای دیگر را هم انجام میدادند. خبرگان یقین داشتند که سیستم آموزشی آموزشگاه حسابداری نفت سابق تلفیقی از تئوری و عمل بوده است و با آموزشهای ارائه شده دانشجویان توانمندی را تربیت و آموزش داده است و همچنین برنامهریزی آموزشی مناسب و مطلوبی را در پیش گرفته بود.
5-9- ارتباطات آموزشی و پژوهشی مصاحبهشوندگان یقین داشتند که، میزان ارتباط آموزشی دانشگاهیان و دانشگاهها در سطح کشور ایران بر توسعه آموزش حسابداری مؤثر میباشد. در کشور ایران برنامهریزی و هماهنگی آموزشی و پژوهشی مناسب بین دانشگاههای داخل وجود ندارد. خبرگان بیان داشتند که، کشور ایران در زمینه آموزش حسابداری با دنیا تشریک مساعی و ارتباطات مطلوبی ندارد. البته به صورت خیلی محدود، برخی از دانشگاههای دولتی و معتبر ایران از اساتید حسابداری خارجی جهت همکاریهای آموزشی و پژوهشی و حتی به عنوان اساتید راهنما از خارج دعوت میکنند و یا اینکه مثل دانشگاه تهران فرصت مطالعاتی برای دانشجویان فراهم مینمایند، تا به سایر کشورها رفته و مطالعات و پژوهش در آن کشورها انجام دهند. لازم به ذکر است که برخی از دانشجویان که جهت مطالعه به سایر کشورها اعزام میشوند بعد از اتمام پروژه مطالعاتی به ایران مراجعت نمیکنند و در همان کشورها مشغول به کار میشوند. مصاحبهشوندگان اظهار داشتند که، هر چه مرزها و موانع آموزشی برداشته شود و تعاملات مناسب آموزشی و پژوهشی در رشته حسابداری در سطح جهانی برقرار شود، حسابداری ایران توسعه پیدا خواهد کرد. بنابراین لازمه ارتقاء و تحول، ارتباطات مطلوب با کشورهای دنیا میباشد. با توجه به اینکه در دنیا بحث بینالمللی شدن مطرح است و انجمنهای جهانی هماهنگیهای لازم را در زمینههای مربوطه انجام میدهند، لذا ضروری است ارتباطات با این انجمنها برقرار و گسترش پیدا کند. خبرگان اعلام نمودند که، برقراری ارتباطات آموزشی و پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی ایران به ویژه دوره دکترا در سطح بینالمللی باعث پیشرفت و همترازی در رشته حسابداری بینالمللی میشود. از منظر دیگر، حلقه ارتباطی بین انجمنهای علمیو حرفهای با دانشگاهها مفقود شده است. در کشورهای پیشرفته ارتباط بین انجمنهای حرفهای و علمیبا دانشگاهها قوی و حائز اهمیت است. برابر نظرات مصاحبهشوندگان لازم است انجمن حسابداری ایران نسبت به ساماندهی و تعالی رشته حسابداری و پذیرش دانشجو براساس نیازسنجی در کلیه دانشگاههای ایران و با حمایت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اقدام نماید. خبرگان تأکید داشتند که، دانشگاهها میبایست نوعی آموزش بدهند که متناسب با نیاز حرفه و صنعت بوده و آموزشهای ارائه شده کاربردیتر باشد. ضمناً آموزش حسابداری به صورت وسیعتر دیده شود و صرفاً در کلاس دانشگاهی نباشد، بلکه رویکرد حرفهای هم لحاظ شود. طبق نظرات مصاحبهشوندگان، با توجه به اینکه اوضاع اقتصادی در ایران مناسب نیست، پرداخت هزینه های تحقیق، توسعه و پژوهش از طرف شرکتها، صنعت و حرفه استقبال نمیشود و صنایع و حرفه جهت حل مسایل خود به دانشگاهها مراجعه نمیکنند. در کشورهایی که دارای اقتصاد پیشرفته هستند، مشکلات صنایع و حرفه به دانشگاهها محول میشود و دانشگاهها با مطالعه و پژوهش نسبت به رفع مشکلات صنعت و حرفه اقدام مینمایند. ولی در ایران مشکلات و مسایل صنایع و حرفه به دانشگاهها ارجاع داده نمیشود و از الگوهای سایر کشورها استفاده میشود. از طرف دیگر در ایران یک مکان یا مرکز مشخصی وجود ندارد که مشکلات صنعت و حرفه را به دانشگاهها منعکس کند، لذا لازم است به صورت متمرکز یک مرکز فکر در حوزه حسابداری به وجود بیاید تا مشکلات صنعت و حرفه به دانشگاهها ارجاع و مشکلات و مسایل حسابداری رفع شود. از سوی دیگر پژوهشهای انجام شده توسط دانشگاهها براساس نیاز حرفه و صنعت نمیباشد. بنابراین نیاز است به پژوهشهای دانشگاهی مسیر و نقشه راه داده شود تا پژوهشها طبق نیاز کشور و در راستای رفع مشکلات حرفه و صنعت و توسعه حسابداری انجام شود. خبرگان باور داشتند که، دانشگاهها آموزش حسابداری را به دانشجویان ارائه و روانه بازار میکنند، در صورتی که وقتی که در محیط حرفهای مشغول به کار میشوند، مشاهده میشود که هیچگونه مهارت عملی مناسب حرفه و صنعت را نیاموختهاند. این مسئله موجب شده است که شکاف عمیقی بین ارتباط صنعت، حرفه و دانشگاه ایجاد شود. درست است که دانشگاهها اداره کار و رفاه اجتماعی نیستند، اما باید به این نکته دقت شود که، فارغ التحصیلان دانشگاهها، بایستی دارای مهارت باشند و بتوانند در دستگاههای اجرایی، شرکتها، صنایع و مراکز تولیدی اشتغال داشته باشند. در حقیقت برای این عمق فاحشی که بین فارغالتحصیلان حسابداری و نیاز حرفهای که صنعت دارد، باید چارهاندیشی و نیازسنجی شود.
5-10- صلاحیت و شایستگی دانشگاهها مصاحبهشوندگان تأکید داشتند که، صلاحیت و شایستگی دانشگاهها در توسعه آموزش حسابداری تأثیر به سزایی دارد. در این بین رتبهبندی و اعتبارسنجی دانشگاهها حائز اهمیت است. در دانشگاههای غرب اعتبارسنجی رشته حسابداری توسط نهادهای مستقلی انجام میشود. مثلا در اروپا و یا در آمریکا یک نهاد مستقل اعتباربخشی دانشگاهها را انجام میدهد و وقتی که میخواهد اعتبارسنجی دانشگاه را انجام دهد بر روی عوامل مختلفی در حوزه آموزش از جمله تعداد اساتید، منابع آموزشی، امکانات آموزشی و سرفصل های آموزشی و نحوه ارزیابی تمرکز میکند. طبق نظرات خبرگان، در کشور انگلستان در راستای اعتباربخشی، زمان اخذ آزمون پایان ترم، افرادی از نهاد اعتبارسنجی مراجعه کرده و سؤالات امتحان را با سرفصلهای مصوب مقایسه و انحرافات را استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهند، که آیا امتحانات و سوالات براساس سرفصلها میباشد و یا مغایر با سرفصل ها است. مصاحبهشونده (A17) تأکید داشت که، در کنکور هر سال دانشجویان با رتبههای برتر در دانشگاههای دولتی پذیرش شده و بقیه دانشجویان در سایر دانشگاهها جذب میشوند. در نتیجه دانشجویان پذیرفته نشده در دانشگاههای دولتی به طور نسبی از توانایی و سطح علمیپایینتری نسبت به دانشجویان پذیرفته شده در دانشگاههای دولتی هستند و این موضوع در آموزش و یادگیری تأثیر با اهمیتی دارد. طبق نظر ایشان به طورکلی دانشجویانی که در دانشگاههای دولتی تحصیل میکنند دارای سواد عمیقتری نسبت به دانشجویان سایر دانشگاهها میباشند. از طرفی دیگر ادغام آزمون کنکور به نفع دانشگاه آزاد نبوده است و این موضوع موجب تنزل درآمدزایی و استقلال آموزشی دانشگاه آزاد شده است. طبق نظرات خبرگان، با توجه به حجم بالای دانشجویان در کلاسهای درس دانشگاههای ایران امکان انجام کارهای پژوهشی پایین است و نمیتوان به صورت گسترده کار پژوهشی انجام داد و این میتواند به عنوان یک محدودیت در آموزش و پژوهش رشته حسابداری در ایران تأثیرگذار باشد. از سوی دیگر مصاحبهشوندگان تأکید داشتند که، دانشگاههای ایران به صورت بیرویه در حال افزایش میباشد. خبرگان توصیه نمودند که، ضرورت دارد واحدهای بیکیفیت دانشگاه آزاد تجمیع و ادغام شوند تا از اجتماع آنها یک واحد دانشگاهی با کیفیت ایجاد شود. در این خصوص نیاز است برنامهریزی و طرح بازسازی دانشگاه آزاد به صورت جدی پیگیری و عملیاتی شود. در ادامه به متون مربوط به مصاحبهشونده (A06) در این باره اشاره میشود: «...تلاش نکنیم واحدهای بدون کیفیت دانشگاه آزاد دورافتاده را حفظشان بکنیم بلکه آن را تجمیع کنیم و از محل اجتماع آنها دانشگاه خیلی خوبی درست بکنیم. طرح بازسازی دانشگاه آزاد و تجمیعی که برایش وجود دارد را با کیفیت در نظر بگیرند رتبهبندیاش بکنند امتیاز بدهند آنها که قوی هستند ماندگار هستند سرویس میدهند در منطقه خودشان نگهدارند برنامه داشته باشند آنهایی که ندارند حذف کنند..(A06)». همچنین مصاحبهشوندگان اظهار داشتند، با توجه به اینکه رشته حسابرسی (مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد) در کشور ایران طراحی و در دانشگاهها آموزش داده میشود، این موضوع در هیچ جای دنیا حتی آمریکا و استرالیا که در حسابداری پیشرو هستند وجود ندارد. علت آن افزایش دانشگاهها، عدم وجود نظارت لازم میباشد. همچنین مصاحبهشوندگان (A14 و A05) بیان نمودند که، با توجه به توسعه کمیآموزش رشته حسابداری امروزه خیلی از دانشگاهها و واحدهای آموزش عالی که حسابداری را آموزش میدهند، شایستگی و صلاحیت لازم را برای تربیت دانشجو ندارند. همچنین خبرگان تأکید داشتند که، برخی از صاحبان مراکز آموزش عالی با اهداف تجاری و درآمدزایی اقدام به تأسیس دانشگاه نمودهاند و مالکین مراکز آموزش عالی خصوصی اصرار بر تعامل و همکاریهای غیر منطقی با دانشجو از ناحیه اساتید حسابداری را دارند.
6- بحث و نتیجه گیری هدف از پژوهش حاضر شناسایی و توصیف مؤلفههای کلان تأثیرگذار بر توسعة آموزش حسابداری در دانشگاههای ایران است. در این پژوهش با مصاحبه چهره به چهره با 21 نفر از اساتید برجسته رشته حسابداری در ایران و رسیدن به اشباع نظری، به کشف سازههای مؤثر بر توسعة آموزش حسابداری در دانشگاههای ایران پرداخته شد. در این راستا، متون مصاحبههای پژوهش مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت و طی سه مرحله کدگذاری شدند. در پژوهش حاضر تعداد ده سازه کلان (مؤلفههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، پدیدههای اجتماعی و تاریخی، دولت، الزامات قانونی، حسابخواهی و حسابدهی، دانشگاهها و سایر مراکز و نهادها، ارتباطات آموزشی و پژوهشی و صلاحیت و شایستگی دانشگاهها) تأثیرگذار بر توسعه آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران شناسایی و شبکه روابط بین آنها ارائه و تبیین شد. طبق یافتههای پژوهش عوامل اقتصادی یکی از کلیدیترین مؤلفههای تأثیرگذار بر آموزش حسابداری در دانشگاههای ایران شناسایی شد و مؤلفههایی از قبیل جایگاه و سهم ایران در اقتصاد بینالملل، وضعیت مبادلات اقتصادی و سرمایهگذاریهای داخلی و بینالمللی ایران، عدم توسعه اقتصادی، نظام مالیاتی نامناسب و از همه مهمتر دولتی بودن اقتصاد ایران آثار منفی بر توسعه آموزش حسابداری در کشور داشته است. همچنین توسعه آموزش حسابداری در گرو توسعه اقتصاد بوده و در صورت پویایی اقتصاد، نیاز به آموزش حسابداری ایجاد شده و عمل آموزش حسابداری توسط دانشگاهها انجام میشود، البته دانشگاههای ایران در حوزه آموزش حسابداری به خوبی نقشآفرینی داشتهاند. از سوی دیگر زمانی که اقتصاد و زیرساختهای اقتصادی به صورت رقابتی باشد نیاز به آموزش حسابداری بیشتر احساس میشود و تا زمانی که آموزش عالی و دانشگاهها دارای استقلال نباشند و دولتی باشند پیشرفت و توسعه مورد انتظار در حوزه آموزش به وجود نخواهد آمد. بنابراین عامل اصلی پایین بودن سطح کاربردهای آموزش حسابداری در ایران دولتی بودن اقتصاد است. از منظر دیگر دولتها در توسعه آموزش حسابداری نقش به سزایی دارند. در کشورهای جهان سوم اهداف استفاده از حسابداری دریافت خراج و مالیات بوده و در کشورهای پیشرفته برنامهریزیهای اقتصادی ارجحیت دارد. بنابراین دولتها به دلیل اهداف مهمیکه در این ارتباط دارند آموزش حسابداری را تحت تأثیر قرار میدهند و توسعه آموزش حسابداری در دانشگاه ها متأثر از سازمانها، نوع سیستم و محدودیتها و الزامات حکومتی است. از سوی دیگر عوامل سیاسی هم بر توسعه آموزش حسابداری بیتأثیر نیست. در دهههای اخیر تأثیر سیاست و تحریمهای اخیر در خصوص دریافت منابع علمی، بر توسعه آموزش حسابداری ایران سهم ناچیزی داشته است، زیرا اطلاعات و منابع علمیحسابداری از راههای گوناگون مانند اینترنت وارد ایران شده و مرزی برای دانش و منابع علمیوجود ندارد. همچنین نفوذ سیاست در انتشارات سازمان حسابرسی از جمله استانداردهای ملی باعث شده است که تولید منابع علمیوآموزشی حسابداری سازمان حسابرسی نسبت به گذشته کاهش یابد. از منظر دیگر، با توجه به برخی مسایل محرمانه متأثر از سیاست ارتباطات دولت، سازمانها و صنعت با دانشگاهها در حد ضعیف بوده و یکی از مشکلات کشور در توسعه آموزش حسابداری، دولتی بودن سیستم آموزشی است. علاوه بر مطالب پیشگفته باید گفت که حسابداری تحت تأثیر فرهنگ است و فرهنگ در همه عرصهها نقشآفرینی میکند. همچنین فرهنگ بر چگونگی فعالیت، رفتار و سیاستهای حاکم بر کسب و کار، صنعت، دانشگاه و یا یک کشور تأثیرگذار است. یافتههای این پژوهش نشان داد که، الزامات قانونی بر توسعه آموزش حسابداری در ایران تأثیر مستقیم دارد. در کشور ایران از حسابداری به عنوان ابزاری در راستای رفع تکالیف قانونی استفاده میشود و الزامات قانونی موجب توسعه حسابداری مالی و حسابرسی مستقل و خدمات اطمینانبخشی شده است و در سایر حوزهها مانند حسابداری بهای تمام شده، حسابداری مدیریت توسعه چندانی مشاهده نمیشود. همچنین در ایران تضاد موجود بین قوانین و استانداردها و مباحث حسابداری، منتج به این شده است که آموزش دروس حقوقی و حسابداری با دوگانگی روبرو شود. به طور کلی ضرورت دارد، استانداردهای حسابداری متناسب با اوضاع و احوال و قوانین جاری کشور تدوین شود و آموزشهای لازم توسط دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ارائه شود. خبرگان بیان داشتند که، توسعه آموزش حسابداری در ایران متأثر از حسابخواهی و حسابدهی است. مصاحبهشوندگان معتقدند بودند که، در کشور ایران حسابخواهی جایگاه اصلی خود را ندارد وآنچه که در ایران مفقود شده است حق حسابخواهی است، زیرا ایرانیان برای خودشان حق حسابخواهی قائل نیستند. از طرفی هم عدم شفافیت در جامعه بر آموزشهای دانشگاهی تأثیرگذار بوده است. توسعه آموزش حسابداری ایران از نبود شفافیت و عدم وجود سیستمهای یکپارچه رنج میبرد. بنابراین با در نظر گرفتن عدم شفافیت، اتفاقات بیرون از دانشگاه به دانشگاه تسری یافته و جامعه متأثر از دانشگاه میشود. درکشور ایران بیتوجهی و ضعف در حوزه آموزش فناوری اطلاعات و نرمافزارهای حسابداری وجود دارد و نرمافزارها و سیستم یکپارچه مالی در سطح کشور وجود ندارد و سازمانهای مختلف دارای سیستمهای اطلاعاتی جداگانه هستند و هیچ ارتباط سیستمییکپارچه و مستقل وجود ندارد. بنابراین، عدم وجود سیستم پاسخگویی مناسب در ایران، موجب شده است که حسابخواهی و حسابدهی به معنای واقعی محقق نشود و در نتیجه آموزش حسابداری هم از این موضوع متأثر شود. به طور کلی پاسخخواهی و پاسخگویی لازمه توسعه آموزش حسابداری در ایران است و از آن مهمتر این است که حسابداری برای محیطی است که حسابخواهی وجود داشته باشد و اگر در جامعه کسی حساب نخواهد، حسابدار هم نمیخواهد و نیازی به آموزش حسابداری هم احساس نخواهد شد. از منظر دیگر پدیدههای اجتماعی و تاریخی بر توسعه آموزش حسابداری تأثیر به سزائی دارد و سرعت رشد و توسعه آموزش حسابداری وابسته به سرعت رشد و توسعه اجتماعی و فرهنگی است. یکی از پدیدههای اجتماعی جنگ میباشد و با اتفاق افتادن جنگ در یک کشور قطعا، اقتصاد و نیاز به آموزش حسابداری هم تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. برابر یافتههای پژوهش ضرورت دارد پژوهشهای حسابداری طبق اقتصاد، فرهنگ، جامعه، محیط، وضعیت و شرایط جاری ایران هماهنگ و سازگار باشد. یافتههای پژوهش حاکی از این است که، دانشگاهها، مراکز آموزش عالی و نهادها در توسعه آموزش حسابداری تأثیرگذار بوده است. طبق نظرات بزرگان حسابداری ایران، دانشگاههای ایران، موسسه عالی حسابداری، انجمن های علمیو حرفهای حسابداری، سازمان حسابرسی، جامعه حسابداران رسمیایران، سازمان مدیریت صنعتی، بانکها، مدرسه دارالفنون و شرکت نفت بر پیدایش و توسعه آموزش حسابداری ایران تأثیرگذار بودهاند. لازم به ذکر است، در سالهای گذشته مجلات و نشریات علمیو پژوهشی حسابداری به شکل امروزی وجود نداشته است و دانشگاهها در این خصوص نقش آفرینی داشتهاند. از زمان تأسیس سازمان حسابرسی تقریباً سال 1362 به بعد نقش دانشگاهها کمرنگ شد و این امر ناشی از تهیه و تدوین کتب توسط سازمان حسابرسی است، به طوری که دانشگاههای از منابع آموزشی سازمان حسابرسی استفاده مینمایند. به طور کلی سازمان حسابرسی یکی از نهادهای مهم و تأثیرگذار بر توسعه آموزش حسابداری در ایران میباشد و سهم بزرگی را در حوزه تهیه منابع آموزشی حسابداری به خود اختصاص داده است. از منظر دیگر لازمه ارتقاء و تحول آموزش حسابداری، ارتباطات آموزشی و پژوهشی مؤثر با کشورهای پیشرو و ایجاد و استفاده از فرصتهای مطالعاتی، اشتراکگذاری دانش حسابداری در سمینارها و همایشهای بیناللملی میباشد. با توجه به اقتصاد ناسالم ایران، پرداخت هزینههای تحقیق، توسعه و پژوهش از طرف شرکتها، صنعت و حرفه استقبال نمیشود و صنایع و حرفه جهت حل مسایل خود به دانشگاهها مراجعه نمیکنند. همچنین زمانی که فارغالتحصیلان حسابداری روانه بازار میشوند، مشاهده میشود که فاقد مهارت عملی لازم در حرفه و صنعت میباشند و این امر منجر به شکاف عمیقی بین صنعت، حرفه و دانشگاه شده و نیازمند چارهاندیشی منطقی است. از سوی دیگر خبرگان اعلام داشتند که صلاحیت و شایستگی دانشگاهها یکی از مؤلفههای مهمیاست که لازم است توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و مسئولین دانشگاه ها مدنظر قرار گیرد. رتبهبندی، اعتبارسنجی و صلاحیت دانشگاهها در توسعه علوم حائز اهمیت بوده و برنامهریزی، نظارت و بازبینی قابلیتهای دانشگاهها و تقویت اجزای آموزش جهت رسیدن به استانداردها را میطلبد. از طرفی هم ضرورت دارد بازنگری علمیدر خصوص طراحی رشتههای تحصیلی در ایران انجام شود. با توجه به توسعه کمی رشته حسابداری امروزه خیلی از دانشگاهها و واحدهای آموزش عالی که حسابداری را آموزش میدهند، شایستگی و صلاحیت لازم را برای تربیت دانشجو ندارند. به طور کلی نتایج نشان داد که مؤلفههای اقتصادی، سیاسی و دولت بیشترین تأثیر را بر توسعه آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران را داشتهاند. در راستای مقایسه یافتههای پژوهش حاضر با نتایج پژوهشهای انجام شده مشخص شد، نتایج پژوهش حاضر در خصوص مقوله عوامل اقتصادی مطابق با یافتههای حساب ایلنبی، ایپس، سعید (2003)، دستان و سورمن (2014)، عمران، ابوغزاله، تاهات (2017)، اعتمادی، توکلی محمدی (1384) و دیانتی دیلمی(1399) است. همچنین نتایج پژوهش در ارتباط با تأثیر عوامل سیاسی مطابق با نتایج پژوهش حساب ایلنبی، ایپس، سعید (2003)، دستان و سورمن (2014)، عمران، ابوغزاله، تاهات (2017) و دیانتی دیلمی(1399) میباشد. از سوی دیگر نتایج پژوهش حاضر در خصوص تأثیر عوامل فرهنگی با نتایج پژوهش حاجیها، سلطانی (1393) و دیانتی دیلمی(1399) مطابقت دارد. همچنین نتایج پژوهش حاضر در خصوص تأثیر مقوله الزامات قانونی بر توسعه حسابداری مطابق با یافتههای اقدام مزرعه، نیکومرام، بنی مهد، رهنمای رودپشتی (1398) و دیانتی دیلمی(1399) بوده است. از سوی دیگر نتایج پژوهش حاضر با نتایج پژوهش ناصار، آلکاداش، مهد (2013) درباره تأثیر مؤلفه دانشگاهها و سایر مراکز و نهادها (زیرساختهای ضعیف دانشگاه) بر توسعه آموزش حسابداری همسو میباشد. در این پژوهش مؤلفههای کلان تأثیرگذار بر توسعه آموزش رشته حسابداری در دانشگاههای ایران مورد مطالعه قرار گرفت، به پژوهشگران حسابداری و آموزش عالی پیشنهاد میشود مولفههای کلان تأثیرگذار بر توسعه آموزش حرفهای حسابداری مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. با توجه به یافتههای این پژوهش، عوامل اقتصادی یکی از مؤلفه های مهم مؤثر بر توسعه آموزش حسابداری در دانشگاههای ایران شناسایی شد، لذا حرکت به سمت اقتصاد خصوصی و رقابتی و در نتیجه توسعه آموزش حسابداری در دانشگاهها نیازمند نگاه ویژه قوای مقننه و مجریه میباشد تا با شکوفائی و رقابتی شدن اقتصاد، نیازهای کاربردی به حسابداری بیشتر نمایان شده و متقابلا دانشگاهها در این راستا، نیازهای آموزشی رشته حسابداری را برآورده سازند. در این خصوص لازم است رویکرد سیاسی و همکاریهای آموزشی و پژوهشی در سطح بینالمللی باسایر کشورهای پیشرو و حسابخواهی و حسابدهی تقویت و بهبود یابد. همچنین پیشنهاد میشود قوه مجریه حمایت ویژه و مستمر در خصوص توسعه آموزش رشتههای دانشگاهی و توسعه مرزهای دانش داشته باشد و شایسته سالاری و شایستهپروری و صلاحیت علمیبرخی دانشگاهها بازبینی و استقلال دانشگاهی تقویت شود. همچنین به قوه مجریه پیشنهاد میشود در راستای شفافسازی و حسابخواهی و حسابدهی، سیستم اطلاعاتی جامع و واحد برای کشور تدوین و عملیاتی شود. به طور کلی نتایج پژوهش حاضر، بینش جامع و فراگیری به مسئولان و تصمیمگیران کشور، مدیران دانشگاهها، مدیران گروههای حسابداری، انجمن علمیحسابداری ایران، انجمنها و همچنین به تشکلهای تخصصی و حرفهای حسابداری ارائه میکند، تا با استفاده از یافتهها و الگوی ارائه شده در این پژوهش تصمیمگیری بهینه و منطقی در راستای توسعه آموزش حسابداری کشور را اتخاذ نمایند.
[2] . گروه حسابداری، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران، نویسنده مسئول، arashtahriri@ut.ac.ir [3] Deseler [4] Goldstien [7] Kurunmaki [9] CPA [10] Belkaoui [11] Sandhu, Hussain, Matlay [12] Mandilas, Kourtidis, Florou, Valsamidis [13] Choi, Mueller [14] Arpan, J.S. Radelbaugh [15] Akbulaev , Mammadov, Shahbazli [16] Cooke, T.E. Wallace [17] Doupnik, T.S. Salter [18] Frank [19] Nair R.D. Frank [20] Salter [21] Adhikari, A. Tondkar [22] Williams [23] Barro [24] Larson, R.K. Kenny [25] Hofstede [26] Omran, AbuGhazaleh, Tahat [27] Zureigat [28] Asonitou [29] Dastan, Surmen [30] Nassar, Al-Khadash, Mah'd [32] HassabElnabym, Epps, Said [33] Cole [34] Sandelowski [35] Strauss, Corbin | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
فهرست منابع
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,212 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 365 |