تعداد نشریات | 418 |
تعداد شمارهها | 10,002 |
تعداد مقالات | 83,585 |
تعداد مشاهده مقاله | 78,086,739 |
تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 55,036,530 |
تحلیلی جامع بر رشد بهرهورینیروی کار در ایران با بکارگیری الگوریتمهای فرا ابتکاری Comprehensive study on labor productivity growth in Iran , using meta-heuristic methods | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اقتصاد مالی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوره 15، شماره 54، خرداد 1400، صفحه 181-208 اصل مقاله (741.83 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نوع مقاله: علمی پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
فرخ نوروزی1؛ مسعود نو نژاد* 2؛ مهرزاد ابراهیمی2؛ جلیل خداپرست2 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
1گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، شیراز، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
2گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، شیراز، ایران، | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
این پژوهش به بررسی شناسایی عوامل موثر بر رشد بهرهوری و چیستی این موضوع در مسیر نیل به رشد و توسعه اقتصادی می پردازد. طیف وسیعی از متغیرهای موثر بر رشد بهره وری در مطالعات مختلف معرفی ولی در عمل به دلیل محدودیت ابزارها و موضوعاتی مانند درونزایی متغیرهای اقتصادی و تاثیر ناخواسته تغییر در این متغیرها، لازم است عوامل اساسی موثر در رشد بهرهوری شناسایی و سیاستگذار براین عوامل به شکل مشخص تمرکز نماید. با استفاده از منطق انتخاب ویژگی( الگوریتم ژنتیک دو هدفه) عوامل موثر بر رشد بهره وری نیروی کار شناسایی و سپس با استفاده از شبکههای عصبی مدل اتتخابی را برای دوره زمانی 1370-1395تخمین و در نهایت با استفاده از شاخص گارسن، تحلیل حساسیت عوامل موثر بر رشد بهرهوری را به انجام رسانده ایم. براساس نتایج حاصل از منطق انتخاب ویژگی برای مدل بهرهوری نیروی کار از میان بیست متغیر مورد استفاده، دوازده متغیر از مدل حذف شدند. مدل شبکه عصبی دارای قدرت پیشبینی 99/0 و حداقل خطا مدل 0017/0 به عنوان بهترین خروجی انتخاب شد. براساس نتایج شاخص گارسن در میان آنها سرمایه انسانی، دستمزد نیروی کارو کنترل فساد بیشترین تاثیرات را بر رشد بهرهوری نیروی کار دارند و متغیرها حاکمیت قانون، تحقیق و توسعه و انباشت سرمایه فیزیکی کمترین تاثیر را بر رشد بهره وری نیروی کار دارند. Comprehensive study on labor productivity growth in Iran , using meta-heuristic methods Farrokh Norozi Masoud Nonejad Mhrzad Ebrahimi Jalil Khidaparast Shirazi Clearly, the main factor in the growth of production, living standards and human welfare, is the growth of productivity, and given the importance of the discussion of productivity in economies and its weak position in explaining the growth of production in Iran, this study examines what This issue is addressed. In order to achieve economic growth and development, it is necessary to identify the factors affecting productivity growth in the Iranian economy. A wide range of variables affecting productivity growth are introduced in various studies. However, in practice, due to the limitation of tools and issues such as endogenous economic variables and the unintended impact of change in these variables, it is necessary to consider the key factors influencing interest rate growth. Identify a problem and focus the policymaker on these factors in a specific way. Therefore, this study intends to first identify the factors affecting productivity growth by using feature selection logic, basis on Non-Dominated Sorting Genetic Algorithm (NSGA-II) then estimate the selective model using Artificial Neural Networks(ANN) for the period(1370-1395) and finally using the Garsen index to measure the sensitivity analysis of factors affecting labour productivity and capital productivity growth.Based on the results of the feature selection logic for the labor productivity model out of the twenty variables used, twelve variables were excluded from the model.The neural network model with predictive power 0/99 and minimum error 0/0017 of the model was selected as the best output Among the results of the Garsen Index, among them, human capital, labor wages and corruption control had the greatest impact on labor productivity growth and the variables of rule of law, R&D and physical capital accumulation had the least impact on labor productivity growth productivity Keywords:Laborproductivity,Neural Networks,, meta-heuristic. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
واژههای کلیدی:بهرهوری نیروی کار؛ شبکه های عصبی؛ الگوریتم فرابتکاری. طبقه بندی JEL:C61؛ C45؛ O4 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
تحلیلی جامع بر رشد بهرهورینیروی کار در ایران با بکارگیری
فرخ نوروزی[1]
مسعود نونژاد[2] مهرزاد ابراهیمی[3] جلیل خداپرست شیرازی[4]
چکیده این پژوهش به بررسی شناسایی عوامل موثر بر رشد بهرهوری و چیستی این موضوع در مسیر نیل به رشد و توسعه اقتصادی می پردازد. طیف وسیعی از متغیرهای موثر بر رشد بهره وری در مطالعات مختلف معرفی ولی در عمل به دلیل محدودیت ابزارها و موضوعاتی مانند درونزایی متغیرهای اقتصادی و تاثیر ناخواسته تغییر در این متغیرها، لازم است عوامل اساسی موثر در رشد بهرهوری شناسایی و سیاستگذار براین عوامل به شکل مشخص تمرکز نماید. با استفاده از منطق انتخاب ویژگی( الگوریتم ژنتیک دو هدفه) عوامل موثر بر رشد بهره وری نیروی کار شناسایی و سپس با استفاده از شبکههای عصبی مدل اتتخابی را برای دوره زمانی 1370-1395تخمین و در نهایت با استفاده از شاخص گارسن، تحلیل حساسیت عوامل موثر بر رشد بهرهوری را به انجام رسانده ایم. براساس نتایج حاصل از منطق انتخاب ویژگی برای مدل بهرهوری نیروی کار از میان بیست متغیر مورد استفاده، دوازده متغیر از مدل حذف شدند. مدل شبکه عصبی دارای قدرت پیشبینی 99/0 و حداقل خطا مدل 0017/0 به عنوان بهترین خروجی انتخاب شد. براساس نتایج شاخص گارسن در میان آنها سرمایه انسانی، دستمزد نیروی کارو کنترل فساد بیشترین تاثیرات را بر رشد بهرهوری نیروی کار دارند و متغیرها حاکمیت قانون، تحقیق و توسعه و انباشت سرمایه فیزیکی کمترین تاثیر را بر رشد بهره وری نیروی کار دارند.
واژههای کلیدی:بهرهوری نیروی کار،شبکه های عصبی، الگوریتم فرابتکاری. طبقه بندی JEL:C61,C45,O4 1- مقدمه انسان از دیر باز در اندیشه استفاده مفید، کارا و ثمربخش از تواناییها، امکانات و منابعدر دسترس خود بوده است. در عصر کنونی این امر بیش از هر زمان دیگری مورد توجه جدیقرار گرفته است. محدودیت منابع قابل دسترس، افزایش جمعیت و رشد نیازها و خواستههایبشری باعث شده که دستاندرکاران عرصه اقتصاد، سیاست و مدیریت جامعه و سازمانها،در همه کشورها بهویژه جوامع صنعتی، افزایش بهره وری در همه بخشها را در اولویتبرنامههای خود قرار دهند(انصاری نسب و نامداری، 1395: 155). کلارک[i] سطح زندگی بالای مردم آمریکا را ثمره مستقیم بهرهوریبیشتر اقتصاد آمریکا میداند. استاینر و گلدنر[ii] رؤیای زحمت کشان جهان، یعنی دستمزد بیشتر وساعات کار کمتر را با افزایش بهرهوری تحققپذیر میدانند (کیم و همکاران[iii]، 2007: 4). به طور کلی بهره وری را میتوان ترکیبـی از کارآییو اثربخشی دانست. کارآیی به مفهوم صحیح انجام دادن کار است و بـا اسـتفاده مفیـد از منـابعارتباط دارد، یعنی اینکه از حداقل نهادهها حداکثر محصول برداشت شـود. اثر بخـشی بـه مفهـومکـار صـحیح میباشد. ( شاه آبادی و همکاران، 1392: 15). بهرهوری بهعنوان بهترین روش، جهت دستیابی به رشـد اقتصـادی مسـتمر موردتوجه بـوده است .الگوهای رشد درونزا مطرح گردیـد. الگوهـای رشـد درونزا بـا حـذف بـازدهی کاهنـده، فناوری درونزا را باعث رشد اقتصادی میدانند و با نگاهی متفاوت به سرمایه انسانی ضعف مـدلهای نئوکلاسیکی را برطرف کردند. طبق ایـن الگـو سـرمایه انسـانی در مفهـوم محـدود خـود، بـا ایجـاد بازدهی صعودی به مقیاس تولید (بهعنوان یک عامل تولیدی) و در مفهوم وسیع، با ایجاد صرفه خارجی (سرمایه انسانی بهعنوان دانش و انباشت آن در اقتصاد و از طریق افزایش بهرهوری تحقیـق و توسعه داخلی و جذب تحقیق و توسعه خـارجی) باعـث افـزایش و بهبـود بهرهوری عوامـل تولیـد گردیده و بر رشد اقتصادی تأثیر مثبت خواهد گذاشت (آذربایجانی و نجفی، 1396: 8). بنابراین جهتدستیابی به رشد اقتصادی درونزا و پایدار و افزایش سهم بهرهوری در رشداقتصادی به شناخت علمی از عوامل مؤثر بر بهرهوری نیاز است. با سیری در مطالعات گذشته مشخص میشود که بهرهوری به دلیل اهمیتش، ازجمله موضوعاتی است که بشدت موردتوجه پژوهشگران اقتصادی است، در این مطالعات متغیرهای متنوعی در راستای تبیین عوامل مؤثر بر رشد بهرهوری مورد بررسی قرارگرفته است؛ بنابراین در عمل طیف وسیع از متغیرها به سیاستگذار اقتصادی عرضه میشود که همزمان با کمک کردن برای روشنتر شدن موضوع، سیاستگذاران را دچار سردرگمی و گمراهی مینماید. لذا پژوهشگر اقتصادی باید به دنبال بررسی و شناخت عوامل مهمتر برای کمک به امر سیاستگذاری باشد. همچنین در مطالعات صورت گرفته با روشهای اقتصادسنجی مرسوم، نهتنها اهمیت و وزن عوامل مختلف در مطالعات گوناگون متفاوت بودهاند، بلکه این عوامل در مواردی نیز دارای معنیداری متفاوتی نیز بودهاند. درنتیجه برای کمک به امر سیاستگذاری باید مطالعات به سمتی برود که این عوامل در کنار یکدیگر و در قالب یک مدل واحد قدرت پیشبینیشان موردسنجش قرار گیرد؛ اما واقعیت این است که روشهای اقتصادسنجی معمول به دلیل محدودیتهای خاصشان و به وجود آمدن تورش در نتایج، توانایی چینش اینهمه عوامل را در کنار یکدیگر ندارند. بنابراین، این پژوهش در نظر دارد تا در ابتدا عوامل اصلی مؤثر بر رشد بهرهوری نیروی کار را بر اساس مبانی نظری و مطالعات تجربی شناسایی کند، سپس با استفاده از روش شبکه مصنوعی، کلیه متغیرهایی را که در قالب مدل توانایی پیشبینی رشد بهرهوری نیروی کار را دارند، یکجا شناسایی کند و سپس میزان و اهمیت هر عامل را در پیشبینی رشد بهرهوری بررسی نماید.
2- ادبیات موضوع در نظریات رشد درونزا با تأکید بـر تحقیـق و توسعه نیـز کـه بـه، اقتصـاد دانشبنیان شـهرت دارنـد (مطالعات آقیون و هویت[iv]، 1992؛ کو و هلپمن[v]، 1995) به تأثیر فعالیتهـای تحقیـق و توسـعه درپیشرفت فناوری بهعنوان سازوکار درونی اقتصاد در خلق اندیشههای جدید و موتور رشد اقتصـادیتأکید داشته است. همچنین مطالعات تجربی کوی و مقدم[vi] (1993)نیز حـاکیاز آن است که انباشت سرمایه تحقیق و توسعه داخلی مهمترین عامل تعیینکننده رشـد بهرهوریکل عوامل تولید یک اقتصاد است. لذا تجربه تاریخی نشان میدهد مدلهای رشد اقتصادی عمدتاً با تحلیلهای سـاده، کـه تنهـا بـهنقش عوامل تولیدی کار، سرمایه و نهادههای واسطه (زمـین، انـرژی) و ... تأکید داشتهاند، آغـازگردیده و در طول زمان به جنبههای دیگر از منـابع رشـد، کـه عمدتاً دارای ویژگـیهای نـرم درپروسه تولید تلقی میگردند، تأکید میکنند. ازجمله این عوامل میتوان به سـرمایه انسـانی، تحقیـقو توسعه، سرمایه اجتماعی، اندوخته دانش و ... اشـاره نمـود. (لسگنی و همکاران[vii]، 2015: 778). در دهههای اخیر در کنار تکامل نظریههای رشد درونزا، مطالعات تجربی نیز به عوامل دیگری غیر از عوامل مورداشاره در نظریات رشد تأکیددارند.اما در مطالعات جدیـد سـعی بـر ایـن اسـت کـه تغییرات بهرهوری را بهعنوان پیشرفت فنی، تغییر ترکیـب نیـروی کـار، سرمایهگذاری در سـرمایه انسانی، تخصیص مجدد منابع و هدایت آنها از فعالیتهایی که بهرهوری آنها پایین است به سـمت فعالیتهای با بهرهوری بالا و صرفههای مقیاس معرفی کنند، بـه طـور نمونـه میتـوان بـه مطالعـات، یونگ[viii] (1995)، کروگمن[ix] (1994)، اویونگ و تانگلو[x] (2001)، استرلی و لیوین[xi] (2001) و ... اشاره نمود. کمیجـانی و شـاهآبـادی (1392)، شاه آبادی و رحمانی(1389)، شاهآبادی (1386) به تأثیر انباشـت تحقیـق و توسـعه داخلـی بـررشد بهرهوری کل عوامل تولید پرداختهاند مطالعات رومر[xii] (1987)، کو و همکـاران (2009)، امینی و حجازی (1387)، طیبی و همکاران (1387) و شـاهآبادی و همکاران (1392) ازجمله نمونههایی هسـتند کـه بیـان میدارند سرمایه انسانی تأثیر مهمی در توضیح رشد اقتصـادی و بهرهوری کـل عوامـل تولیـد دارد. کو و هلپمن (1995)، سن حاجی[xiii](1999)، کمیجانی (1389)، لطفعلی پور و همکاران (1394) و کریمی تکانلو و همکاران (1396) به بررسی تأثیر تجارت بینالملل بر رشد بهرهوری پرداختهاند. بیر و وگارا[xiv] (2002)، کمیجانی وابراهیمی (1392)، کریمی تکانلو و همکاران (1396)، در طی مطالعات خود تأکید دارند که نهادها و سیاستهای اقتصادی به کار گرفته شده به واسطه دولتها میتوانند با ایجاد پیامدهای مثبت خارجی برای کل تابع تولید و همچنین تأثیرگذاری بر نظام انگیزشی در فرایند رشد اقتصادی عامل تقویتی مهمی در جهت بهبود بهرهوری میباشند. کوردوبا و همکاران[xv] (2009)، کشل[xvi] (2004)، سپهردوست و زمانی(1394) نیز بر رابطه جبران خدمات عوامل تولید و بهرهوری تأکیددارند سن حاجی(1999)،کمیجانی و ابراهیمی (1392) به بررسی تغییرات نرخ ارز، تورم، آزادسازی سرمایه، ثبات سیاسی و اجتماعی بر رشد بهرهوری پرداختند. نتایج این مطالعات نشان میدهد که همبستگی میان سرمایه فیزیکی و رشد بهرهوری کل عوامل وجود دارد. بر اساس مطالعــات جورگنســون[xvii] (2001)، ماتوســی واسترلاچینی (2005)، محمـودزاده و رزاقـی (1390) فناوری اطلاعات و ارتباطات بهعنوان یکی از عوامل رشد بهرهوری کـل عوامـل مـورد تأیید قرارگرفته است. بنابراین بهرهوری به دلیل اهمیتش، ازجمله موضوعاتی است که بشدت موردتوجه پژوهشگران است و در عمل طیف وسیعی از متغیرها بهعنوان عوامل مؤثر بر رشد بهرهوری شناسایی شدهاند که درعینحال که برای تبیین موضوع بهرهوری میتواند مفید باشد، این طیف وسیع از متغیرها در عمل برای سیاستگذاران، پیچیدگی امر را بالاتر برده است. بنابراین، این پژوهش در نظر دارد تا با استفاده از روش شبکه مصنوعی و انتخاب ویژگی کلیه متغیرهایی را که در قالب مدل توانایی پیشبینی رشد بهرهوری را دارند، یکجا شناسایی کند و سپس میزان و اهمیت هر عامل را در پیشبینی رشد بهرهوری بررسی نماید.
3- طراحی الگوی مدل این قسمت از پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا و مطالعه کتابخآنها ی انجام میگیرد. بعد از شناسایی عوامل موثر بر رشد بهرهوری با بکارگیری روش انتخاب ویژگی و شبکههای عصبی عوامل مهمتر انتخاب میشوند و در نهایت تحلیل حساسیت متغیرهایی شناسایی شده انجام میگیرد. در این بررسی از یک مدل رشد بهرهوری کل عوامل تولید که گسترشیافته مدل ارائهشده توسط کوون (1986) است، استفاده میشود. که به صورت زیر است:
(1) با توجه به بهره وری کل عوامل تولید از مدل کندریک که مبتنی بر میانگین وزنی کار و سرمایه است شاخص بهره وری نیروی کار بر اساس رابطه زیر به دست می آید: (2) با لگاریتم گیری از طرفین رابطه بالا فرم خطی آن به صورت زیر است (3)
که در آن TFPبهرهوری عوامل تولید،V تولید ناخالص داخلی، Lنیروی کار است. در ادامه بر اساس مبانی نظری، متغیرهای مورداستفاده در مدل رگرسیونی معرفی می شوند. دسته اول متغیرها، شامل موارد زیر است: توسعه زیرساختهای ارتباطی فیزیکی: برای اندازهگیری این شاخص از حجم خطوط ریلی کشور به کیلومتر استفادهشده است.که این متغیر در مطالعات پژویان و رئیسپور (1393)، آکینلو[xviii] (2006) و پسوا[xix](2005)، تئودر (2018)[xx] استفاده شده است. توسعه زیرساختهای ارتباطی غیر فیزیکی:این متغیر به اندازهگیری میزان توسعه زیرساختهای ارتباطی در سطح جامعه میپردازد. برای محاسبه این شاخص از میزان استفاده از اینترنت در هزار نفر استفاده میشود، این متغیر در مطالعات پسوا(2005)، شاهآبادی (1386)، عامری و همکاران (1394)، حیدری و همکاران (1395) به کار گرفته شده است. سرمایهگذاری در زیرساختهای بهداشتی: برای اندازهگیری این متغیر از اطلاعات مربوط به کل مخارج بهداشتی به تولید ناخالص داخلی استفاده میشود. این متغیر در مطالعات فلاحی و همکاران (1394)، جرجرزاده و همکاران (1395)، آذربایجانی و نجفی (1396)، اونیزولا[xxi] (2017)، هندرامین[xxii](2019)، و ... به کار گرفته شده است. دسته دوم متغیرهای کلان اقتصادی (Z) هستند که عبارتند از: درآمدهای نفتی دولت: این متغیر نیز در مطالعات اثنی عشری و همکاران (1388)، طیبی و همکاران (1387)، محمدزاده و همکاران (1390)، مهرآرا(1393) و حیدری و همکاران (1395) استفاده شده است و بهنوعی تأکید شده است که درآمدهای ارزی و کمک آن به تثبیت نرخ ارز عامل مثبتی در جهت ورود فنّاوریهای و ابزار پیشرفته از دنیای خارج است. برای اندازهگیری این شاخص از نسبت درآمدهای دولت به تولید ناخالص ملی استفاده میشود. اندازه دولت: این شاخص اندازه دولت و میزان دولتی بودن اقتصاد را نشان میدهد. به دلیل وابستگی بخشهای مختلف اقتصادی ایران به هزینههای دولتی، شاخص بهرهوری نیز از این عامل میتواند تأثیرپذیر باشد این شاخص در مطالعات نیرولا[xxiii](2019)، آکینلو (2006) و کوروراتون[xxiv]( 2002) و کاشانی(1398) به کار گرفته شده است. به طور کلی تأثیر اندازه دولت بر رشد بهرهوری در این مطالعات مبهم است. توسعه سیاستهای پولی و مالی: بر اساس تأکید مبانی نظری و مطالعات آفیون و هویت (1992)، کوروراتون(2002)، منیاگو[xxv](2020)، کمیجانی و شاهآبادی (1392) و ... توسعه سیاست پولی و مالی باعث افزایش سطح بهرهوری میشود. در این مطالعه برایاندازهگیری توسعهپولیازنسبتسپردهبانکیبهتولید ناخالصملی وبرایاندازهگیری توسعهبازارسرمایهازنسبتحجممعاملاتبهتولیدناخالصملیاستفاده شدهاست. سرمایهگذاری مستقیم خارجی: در مطالعات مختلفی ارتباط بین سرمایه گذرای خارجی و بهرهوری مورد بررسی قرار گرفته است. تعدادی از مطالعات سرمایهگذاری خارجی را نماد استفاده از فنّاوری خارجی در تولید قلمداد می کنند .بنابراین پیش بینی می شود که رابطه بین این متغیر با بهرهوری مثبت است. برای اندازهگیری این متغیر از میزان سرمایهگذار خارجی به تولید ناخالص داخلی استفاده می شود. این متغیر در مطالعات شاهآبادی (1386)، جهانگرد و همکاران(1396)، آمن و ویرمن[xxvi] (2015)، شیو و حشمتی[xxvii] (2006)، منیاگو(2020) و اخباری(1399) به کار گرفته شده است. درجه باز بودن:در بسیاری از مطالعات از جمله مطالعات خشایار و همکاران(1391)، امینی و لطفیپور (1393)، طیبی و همکاران (1387)، شیو و حشمتی (2006)، هوساس و یعقوبی[xxviii](2005) و تئودر (2018) و بونگا[xxix](2019) این متغیر به کار گرفته شده است. این متغیر میزان ارتباط بازار داخلی را با بازارهای خارجی مورد ارزیابی قرار می دهد و همچنین براساس ادبیات نظری، تجارت دروازه ورود سرریزهای دانش و فنّاوری نیز است. بنابراین این متغیر اهمیت زیادی در انتقال دانش و فنّاوری دارد. درنتیجه تأثیر این متغیر بر رشد بهرهوری مثبت ارزیابی میگردد. برای محاسبه این شاخص از نسبت مجموع واردات و صادرات به کل تولید ناخالص داخلی استفاده شده است. نرخ ارز واقعی: براساس ادبیات نظریاین متغیر بر دیگر متغیرهای اقتصادی بهطور مستقیم و غیرمستقیم اثر میگذارد و در مطالعات آذربایجانی و نجفی (1396)، کمیجانی (1389)، شاهآبادی (1386)، نظری و مبارک (1386)، آفیون وهویت (1992)، آکینلو (2006) و طلا بیگی(2018) به کار گرفته شده است. با دلیل اینکه ساختار تولید و مصرف در ایران وابسته به بخش خارجی اقتصاد یا واردات است، هر نوع تغییری در نرخ ارز خواسته یا نخواسته بر دیگر متغیرهای اقتصادی(از واردات کالاهای واسطهای تا صادرات، تأمین مالی، بهبود فنّاوری و حتی ورشکستگی در تولید) تاثیرگذار است (علی و مولایی، 1397: 87). افزایش نرخ ارز حقیقی دو اثر متضاد بر بهرهوری خواهد داشت. از سویی با فرض ثابت بودن سایر عوامل، میتواند باعث تقویت قدرت رقابتی و توسعه صادرات کالاهای داخلی شود که در نهایت میتواند منجر به ایجاد حاشیه سود و سرمایهگذاری بیشتر برای بهبود فنّاوری و رشد تحقیق و توسعه بنگاههای داخلی گردد. ازطرف دیگر افزایش نرخ ارز واقعی باعث افزایش قیمت تمامشده کالاهای واسطهای میشود و از این جهت که اقتصاد ایران واردکننده کالاها با فنّاوری و دانش نهفته بالا است، کاهش واردات در اثر افزایش نرخ ارز مانع ورود اثرات سرریز دانش کشورهای توسعه یافته به داخل می شود و درنتیجه منجر به کاهش سطح بهرهوری می شود. نرخ تورم:این شاخص نیز به مانند نرخ ارز ازجمله عواملی است که میتواند دیگر متغیرهای اقتصادی را به حرکت وادارد. از این متغیرهای در مطالعات محمدزاده و همکاران (1390)، کمیجانی و ابراهیمی (1392)، آفیون و هویت (1992) و تئودر(2018) به کار گرفته شده است. در این مطالعات اثر این متغیر مبهم است. تورم میتواند هزینه جبران خدمات نیروی کار را افزایش، حاشیه سود واحدها را کاهش و در نتیجه باعث کاهش سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه شود. از سوی دیگر تورم ملایم میتواند همزمان با افزایش قیمت کالاهای تولید شده باعث افزایش حاشیه سود بنگاهها و در نتیجه سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه شود. بنابراین جهت اثرگذاری تورم بر بهرهوری بستگی به نسبت هزینه دستمزد در کل هزینه تولید دارد. هرچه این نسبت بیشتر باشد باعث کاهش بیشتر سود و درنتیجه کاهش سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه میشود. برای محاسبه این شاخص در این مطالعه شاخص قیمتی مصرفکننده مورد استفاده قرار گرفته است. دسته سوم عبارتند از: سرمایه فیزیکی:در قریب بهاتفاق مطالعات سنتی این متغیر را بهعنوان یکی از عوامل توضیحدهنده رشد بهرهوری عنوان کرده اند. بر اساس مطالعات انجام شده هر چه سرمایه فیزیکی بیشتر باشد، بهرهوری تمام عوامل نیز در کل اقتصاد ارتقا پیدا میکند. این متغیر در مطالعاتی از جمله ترپسکی[xxx](2019)، جرجزاده و همکاران (1395)، سادیاو همکاران[xxxi] (2010)، شاهآبادی (1390)، سوری و همکاران (1387) به کار گرفته شده است. در این مطالعه از نسبت سرمایه خالص به نیروی کار برای نشان دادن این متغیر استفاده میشود. دستمزد حقیقی:این متغیر نیز در بیشتر مطالعات به عنوان متغیر توضیحی به کار گرفته شده است که از آن جمله میتوان به مطالعات بهرا و همکاران[xxxii] (2012)، آپارسیو[xxxiii] (2016)، اولانیزولا (2017)، کاتوویچ[xxxiv](2018)، سرافراز (2018) و آذربایجانی و نجفی (1396) اشاره نمود. براساس این مطالعات هر چه دستمزد حقیقی فرد بالاتر باشد ازآنجا که باعث انگیزش فرد میشود باعث تاثیر مثبت بر رشد بهرهوری خواهد داشت. در این مطالعه از شاخص دستمزد حقیقی نیروی کار برای نشان دادن این متغیر استفادهشده است. تحقیق و توسعه: همانگونه که در قسمتهای قبلی نیز اشاره شد بر اساس نظریههای جدید رشد اقتصادی، یکی از اصلیترین مسیرهای رشد بهرهوری، رشد دانش و فنّاوری است؛ در نتیجه سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه منجر به بهبود فنّاوری تولید و یافتن مسیرهای کمهزینهتر تولید میشود. بنابراین با افزایش هزینههای تحقیق و توسعه رشد بهرهوری نیز افزایش مییابد. این شاخص در مطالعات اسنوکین و ماتوزیسیت[xxxv] (2018)، آپاریسیو و همکاران (2016)، آمن و ویرمنی (2015)، دیپه و موتل[xxxvi] (2013)، زمان[xxxvii](2018)، زارع(1399)، امینی و لطفی پور (1393)، امینی و مصلی (1390) و ... به کار گرفته شده است. شاخص نوآوری:این شاخص با بسط دانش در ساختار تولید منجر به بهبود بهرهوری میشود. این شاخص در مطالعات زارع(1399)، آذربایجانی و نجفی (1396)، امینی و لطفیپور (1393)، شاهآبادی (1390)، آمن و ویرمنی (2015)، اسنوکین و کتوزیسیت (2018) و فضلیوگلا[xxxviii](2019) جهت برآورد بهرهوری به کار گرفته شده است. در این مطالعه برای محاسبه این متغیر از شاخص میزان اختراع در یکمیلیون نفر برای محاسبه این متغیر استفاده میشود. سرمایه انسانی:بر اساس نظریههای جدید رشد اقتصادی، انسان ظرف رشد و تولید دانش است در نتیجه به هر میزان این ظرف آمادهتر و مناسبتر باشد، ظرفیت جذب و رشد علم نیز بالاتر میرود. براساس تاکیدات ادبیات نظری با افزایش سرمایه انسانی، بهرهوری عوامل تولید ارتقا پیدا میکند. در این مطالعه از شاخص سرمایه انسانی که توسط بانک جهانی محاسبه میشود، جهت اندازهگیری این متغیر استفادهشده است. این شاخص در مطالعات اسنوکین و کتوزیسیت (2018)، دیپه و موتل (2013)، آپاریسیو و همکاران (2016)،هندارمین(2019)، منیاگو(2020) جائو’گابریل[xxxix](2020)، آذربایجانی و نجفی (1396)، طیبی و همکاران (1387)، امینی و لطفی (1393) و لطفعلی پور و همکاران (1394)به کار گرفته شده است. عوامل نهادی:یکی از مهمترین عواملی که در مطالعات جدید به آن توجه زیادی میشود عوامل نهادی هستند بهطورکلی این عوامل زیرساختهای تاریخی، قانونی و سیاسی هستند که قواعد بازی اقتصادی را تعیین میکنند. در فضای اقتصادی، هرچه مخاطرات تولید و مبادله کاهش یابد، انگیزه انسان برای کار و رقابت نیز بیشتر میشود و بهبود فضای کسبوکار، باعث مشارکت بیشتر انسانها در بازار می شود و بدینصورت پروسه تخصصی شدن شغل بیشتر و دقیقتر شکل میگیرد که این نیز بهنوبه خود باعث توسعه بهتر و بیشتر شیوههای مختلف تولید و در نتیجه ارتقای بهرهوری میشود. برای اندازهگیری کیفیت نهادی در مطالعات از متغیرهای مختلف استفاده میشود که در ادامه مجموعهای از این عوامل معرفی میشوند این متغیرها به خصوص در مطالعات خارجی از جمله لسگنی و همکاران (2015) و ایوانو[xl] (2012)، نیرولا(2019) زارع(1399) و برهانی پور(1399) به کار گرفته شده است. کنترل فساد:یکی از متغیرهایی که بهخوبی میتواند بیانگر کیفیت نهادی باشد میزان شیوع فساد در جامعه است، در حقیقت هر چه فساد در جامعه شایعتر باشد انگیزه انسانها برای کار و رقابت اقتصادی کاهش مییابد و انسانها بهجای کار مولد به دنبال کار نامولد خواهند بود. بنابر این کنترل فساد با بهرهوری رابطه مستقیم دارد و اشاعه آن بر رشد بهرهوری اثر محدودکننده دارد. در این مطالعات از اطلاعات مربوط به شاخص کنترل فساد بانک جهانی استفاده میشود. حاکمیت قانون:یکی از متغیرهای اصلی که میتواند بر نظام انگیزشی افراد تأثیر زیادی داشته باشد حاکمیت قانون است. در صورتی که قانون برای همه افراد در یک اجتماع به شکل یکسان و به دور از روابط خاص و کاملاً غیرشخصی انجام شود، انگیزه فرد برای کار و تلاش نیز افزایش مییابد و بستر مناسب تری برای رقابت اقتصادی فراهم میشود. در نتیجه بهبود شاخص حاکمیت قانون تأثیر مثبت در رشد بهرهوری خواهد داشت. در این مطالعه از اطلاعات مربوط به شاخص حاکمیت قانون بانک جهانی برای این متغیر استفاده میشود. کیفیت قوانین:این شاخص نیز ازجمله شاخصهایی است که میتواند نمایانگر کیفیت نهادی در جامعه است. کیفیت بهتر قوانین نیز باعث کاهش بسیاری از موانع و منازعات در فرایند رقابت اقتصادی می شود. بنابراین این عامل رابطه مستقیم با رشد بهرهوری دارد. در این مطالعه برای محاسبه این عامل از اطلاعات مربوط به شاخص حاکمیت قانون بانک جهانی استفاده میشود. ثبات سیاسی و کنترل خشونت: ثبات سیاسی و انحصار به کارگیری خشونت در جامعه از سوی حکومت میتواند بر فعالیت بخش خصوصی تأثیر مثبت مضاعف داشته باشد. رابطه بین کنترل خشونت و جلوگیری از اشاعه خشونت در جامعه کاملاً واضح و روشن است و اساسیترین پیشفرض برای هر فعالیت اقتصادی در هر جامعه می باشد. در نتیجه انحصار خشونت در حکومت به شرطی که به حکم قانون محدود شده باشد، باعث افزایش انگیزه بخش خصوصی برای فعالیت اقتصادی خواهد شد. همچنین عدم ثبات سیاسی میتوان فرایند ارائه خدمات و زیرساختها را توسط دولت مختل نماید. در این مطالعه برای محاسبه این عامل نیز از اطلاعات مربوط به شاخص حاکمیت قانون بانک جهانی استفاده میشود. بنابراین و پس از مطالعه مطالعات صورت گرفته و با بررسی مبانی نظری عوامل مذکور شناسایی شدند که در جدول 1خلاصهای از این عوامل ذکر میشود.
جدول 1-عوامل شناساییشده مؤثر بر رشد بهرهوری
منبع: یافتههای پژوهشگر
پس از بررسی مبانی و مطالعات تجربی صورت گرفته بهطورکلی 20 متغیر مجزا از میان مطالعات بهعنوان عوامل اصلی مؤثر بر رشد بهرهوری شناساییشده است.
3-1- شبکه های عصبی مصنوعی شبکه های عصبی مصنوعی نحوه عملکردمغز انسان را تقلیـد مـیکنند و توانایی آنها در استخراج الگوهـا در دادههای مشاهدهشده بدون نیاز به داشتن مفروضاتی در مورد روابط بـینمتغیرهاست.آنها توابعی جـامع و انعطافپذیر و ابزاری قدرتمند بـرای تجزیهوتحلیل دادهها و مدلسازی روابط غیرخطی، بـادرجـه صـحت بـالا هسـتند. یکی از متداولترین شبکههای عصـبی مورداستفاده،شبکه عصبی پرسپترون چندلایه[xli]است (که در این پژوهش نیز مورداستفاده است).(هراوی و همکاران[xlii]، 2004: 440). پیش بینیمدل ها توسط شاخص های عملکـردمختلفی سنجیده میشود، چون هیچگونه اجمـاع کلـیبر روی بهترین معیارعملکرد، برای ارزیابی مـدل پیشبینی وجـود نــدارد. در این پژوهشبهمنظورارزیابی عملکرد شـبکه عصـبیمصنوعی از پارامترهای ضریب کفایـت (R2)و مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE) استفادهشده است. برای استاندارد سازی داده ها از رابطه زیر استفاده می شود (تقیزاده و همکاران، 1395: 114).
که در آن کوچکترین داده و بزرگترین داده سری دادههای ورودی است. به علت کارایی، سادگی و سرعتبالا در اینپـژوهشاز الگــوریتم آموزشـی لــونبرگمــارکوارت[xliii]استفاده است. فرایند انتخاب ویژگی معمولا برای مسائلی استفادهمیشودکهدادههاشاملویژگیهای زیادی هستند و باحذفویژگیهایغیرضروری وانتخابویژگیهایضروریبراییادگیریمدل،بهبوددقتپیشبینیرابههمراهدارد (ارسکی[xliv] وارسکی،2014: 2057). در این پژوهش برای بهینهسازی در منطق انتخاب ویژگی از الگوریتم ژنتیک با مرتبسازی نا مغلوب نسخه دوم[xlv] (NSGA-II) استفاده میشود.
تحلیل حساسیت تحلیلحساسیت،درواقعروشیاستکهدرآنبا ایجادتغییردرورودیهامیزانتغییردرخروجیتحلیل میشود. اینمسئلهنشاندهندهآناستکهکدام ورودیبیشترینتأثیررابررویخروجیخواهدداشت. به عبارتی در اینجا به مانند روشهای مرسوم اقتصادسنجی پس از شناسایی عوامل به شدت مرتبط و انتخاب کاراترین ترکیب از ورودیها برای تعیین خروجی، میزان تأثیرگذاری هر یک از متغیرهای بر توضیح تغییرات بهرهوری نیز مشخص میشود اما با این تفاوت که در تحلیل حساسیت فرض بر این است که مدل انتخابی تمام تغییرات متغیر وابسته را توضیح میدهد؛ بنابراین منطق تحلیل حساسیت سطح خطای مدل را صفر در نظر میگیرد (لووهمکاران، 2001: 301).
4- ارائه نتایج و یافتهها در ادامه نتایج حاصل از منطق انتخاب ویژگی ارائه میشود. در این پژوهش، پژوهشگر با در نظر گرفتن دو هدف، کمترین تعداد متغیر (برای سادگی بیشتر) و معیار حداقل خطا (کارایی) مدل خروجی را که در برگیرنده این دو معیار باشد ارائه میکند؛ نتایج حاکی از آن است که برای رسیدن به بهترین نتایج (سادگی بیشتر و خطای کمتر) درنهایت در این مدل 6 نقطه بهعنوان نقاط بهینه انتخابشده است و بر روی یک منحنی بیتفاوتی قرار دارد.
شکل1- مجموع نقاط بهینه در منطق انتخاب ویژگی منبع: یافتههای پژوهشگر
این نقاط هرکدام دارای تعدادی مشخص متغیر با سطح خطای مشخص است. همانگونه که در شکل 1 ملاحظه میشود نقاط شماره 1، 2 و 3 دارای کمترین سطح خطا هستند که در میان آن نقطه شماره 1 کمترین سطح خطا را نشان میدهد. تعداد متغیرهای انتخابی و سطح خطا در جدول 2 نشان دادهشده است. همانگونه که بیان شد بر اساس منطق انتخاب ویژگی، نقاط بهدستآمده دارای سطح مطلوبیت یکسان است بنابراین نقطه شماره 1 دارای کمترین سطح خطا و همچنین تعداد متغیر مناسب هستند لذا نتایج نقطه 1 به عنوان نتیجه بهینه انتخاب می گردد.
جدول 2-حداقل میانگین خطا و تعداد متغیرها در منطق انتخاب ویژگی
منبع: یافته های پژوهشگر
نتایج بهدستآمده از معیار انتخاب ویژگی در جدول 3 ارائهشده است. همانگونه که در جدول واضح است، از میان متغیرها شناسایی شده 8 متغیر تورم، اندازه دولت، دستمزد نیروی کار، سرمایه انسانی، انباشت سرمایه فیزیکی، تحقیق و توسعه، حاکمیت قانون و کنترل فساد به عنوان عوامل موثر بر رشد بهره روی شناسایی شدهاند. نکته قابل توجه عدم حذف متغیرهای هماهنگ با مبانی نظری بهره وری نیروی کار مانند سرمایه انسانی، دستمزد و تورم است و حذف متغیرهایی مانند سرمایه گذاری در بهداشت که مبانی نظری بر اهمیت آن برای بهرهوری نیروی کار تاکید دارند.
جدول 3-متغیرهای انتخابشده بر اساس معیار انتخاب ویژگی
منبع: یافته های پژوهشگر
پس از تعیین تعداد متغیرهای بهینه و حذف متغیرها با استفاده از شبکههای عصبی مصنوعی مدل با تعداد بهینه متغیر و سطح خطای حداقل تخمین زده میشود. بر اساس نتایج، مدل شبکه عصبی با تابع فعال سازی ست لاین و با یک لایه پنهان و تعداد چهار نورن بهترین نتیجه را بدست میدهد. براساس نتایج، همان طور که در شکل 2 مشاهده می شود این تابع سطح خطای0010 /0 و معیار کفایت 9937/0 را ارائه میدهد.
شکل 2- بهترین خروجیها بعد از انتخاب ویژگی منبع: یافتههای پژوهشگر
در جدول 4 مقایسه بهترین نتایج خروجی با شبکه عصبی نشان داده شده است. همچنین بر اساس نتایج شبکه عصبی و منطق انتخاب ویژگی، علیرغم حذف متغیرهای اضافی از میان متغیرهای شناساییشده، همسطح خطای و هم معیار کفایت مدل انتخابی از حالتی که 20 متغیر است، بهتر توانایی پیشبینی را دارند
جدول4- مقایسه بهترین نتایج خروجی با شبکه عصبی
منبع: یافته های پژوهشگر در ادامه کار پژوهشی اکنون باید موضوع تحلیل حساسیت و وزن متغیرهای انتخابی موردبررسی قرار گیرد. در این پژوهش تحلیل حساسیت در مدل مناسب نهایی، بر اساس شبکه عصبی و معادله گارسن[xlvi] انجام میشود؛ که معادله گارسن بر اساس پارتیشنبندی وزنهای اتصالی بهدستآمده از شبکه عصبی بهصورت رابطه (4) است.
که در آن اهمیت نسبی J امین متغیر ورودی بر روی خروجی است. Niو NH به ترتیب تعداد نرونهای ورودی و مخفی و W وزن بین لایهها بوده و اندیسهایI, h, o به ترتیب به لایههای ورودی، مخفی و خروجی اشاره دارد و اندیسهایn, m, k به ترتیب به نرونهای ورودی، مخفی و خروجی را نشان میدهد (گارسن، 1991: 415). روش گارسن روش مناسب برای تعیین تأثیر کلی هرکدام از متغیرهای تخمینگر بر روی متغیر خروجی است، ولی اطلاعات دقیق در خصوص برهمکنش متغیرهای تخمینگر باهم دیگر ارائه نمیدهند. علاوه بر این، الگوریتم گارسن زمانی که تأثیر نسبی متغیرهای ورودی را محاسبه میکند از مقدار مطلق وزنها بهره میگیرد؛ بنابراین جهت رابطه را نشان نمیدهد. در نتیجه میزان حساسیت بهدستآمده با این فرض بهدستآمده و با ضریب بهدستآمده در مدلهای سنجی کمی متفاوتتر است.تایج حاصل از کشش حساسیت در جدول 5 نشان داده شده است.
جدول5-نتایج مدل گارسن
منبع: یافته های پژوهشگر بر اساس نتایج حاصل از کشش حساسیت، سرمایه انسانی حدود 18درصد کل تغییرات بهرهوری را نشان میدهد. متغیر دستمزد نیروی کار و کنترل فساد هر کدام با حدود 14 درصد دارای تاثیر بعدی هستند. تورم و اندازه دولت نیز تاثیری حدودی 11درصد بر رشد بهرهوری نیروی کار دارند و درنهایت 3 متغیر حاکمیت قانون، تحقیق و توسعه و انباشت سرمایه فیزیکی با حدود 9 درصد تاثیرات بعدی را بر رشد بهرهوری دارند. بنابراین سرمایه انسانی، دستمزد نیروی کار و کنترل فساد بیشترین تاثیر را بر رشد بهره وری نیروی کار دارند و دو متغیر حاکمیت قانون، تحقیق و توسعه و انباشت فیزیکی سرمایه کمترین تاثیر را بر رشد بهرهوری نیروی در ایران دارند.
5- بحث و نتیجهگیری بهطورکلی نتایج تحقیق حاکی از آن است که متغیر سرمایه انسانی بیشترین تأثیر را بر رشد بهرهوری نیروی کار دارد. این متغیر آمیختهای از وضعیت آموزش، سطح رفاه و بهداشتی کشورها میباشد و تأکید دارد که در صورت رفع نیازهای مادی انسان، ایجاد بسترها برای آموزش، پیشرفت در سطح بهداشتی جوامع، نظام انگیزشی در جهت تشویق کار و تلاش بیشتر شکل میگیرد و باعث رشد تولیدات انسانی در همان سطح سرمایه و دانش میشود. بنابراین این متغیر در ابتدا سطح بهرهوری نیروی انسانی را از مسیر انگیزش انسان تحت تأثیر قرار میدهد و در نهایت بهبود آن باعث بهبود سطح بهرهوری در اجتماع میشود. سرمایه انسانی باعث می شود از سرمایه فیزیکی مناسبتر استفاده کرد و همچنین سرمایه انسانی با ایجاد تخصص و ایجاد درآمد بیشتر و پس انداز بیشتر سبب بالا رفتی کیفیت نیروی کار می گردد که این خود باعث می شود نیروی کار از سرمایه فیزیکی و طبیعی بیشتری استفاده کنند که این به نوبه خود سبب افزایش بهره وری نیروی کار می گردد. هرچند که فرم و نحوه این پژوهش بهطوری کلی با مطالعات پیشین خود کاملاً متفاوت است اما از جهت تأکید بر اهمیت مضاعف عامل سرمایه انسانی نتایج این مطالعه با مطالعات راجیو کی گوئل و همکاران( 2008)، چانگو و همکاران(2011)، فیصل سلطان و همکاران (2014)، رضا قلی زاده و همکاران(1396)، اسنوکین و کتوزیسیت (2018)، آپاریسیو و همکاران (2016)، نجفی و آذربایجانی (1396)، امینی و حجازی (1387)، طیبی و همکاران (1387) و شـاهآبادی و همکاران (1392) هماهنگی دارد. بعد از سرمایه انسانی، اندازه دولت بر رشد بهره وری نیروی کار دارای سطح تاثیرگذاری مناسب است. بر اساس مبانی نظری و مطالعات تجربی اختلافات زیادی در مورد میزان دخالت دولت در اقتصاد وجود دارد؛ اما واقعیت این است که در اقتصادهایی مانند اقتصاد ایران با ضعف تاریخی در انباشت سرمایه، ایجاد همه زیرساختها تا توسعه سرمایه انسانی، تحقیق و توسعه، کیفیت حکمرانی و ... تا حدی زیادی به میزان و نحوه دخالت دولت در اقتصاد بستگی دارد. در نتیجه صرف نظر از کیفیت ارائه خدمات دولتی (بحثهای مربوط به خوب یا بد بودن دخالت دولت در اقتصاد) در صورت کاهش هزینههای دولت به دلیل کاهش هزینههای سرمایهگذاری، تحقیق و توسعه، افت شاخص توسعه انسانی و ... بهوضوح میتواند رشد بهرهوری در اقتصاد را تحت تثیر قرار دهد. بنابراین نتایج بر اهمیت دولت در اقتصاد ایران تأکید دارد و با توجه به وابستگی بسیاری از خدمات اساسی مانند هزینههای تحقیق و توسعه، سرمایه انسانی ایجاد زیرساختها و سرمایهگذاریهای کلان، حفظ نظم، تأمین حقوق مالکیت و ... بهطور قطع کاهش این هزینهها و تلاش در کوچک کردن حجم دولت حداقل در کوتاهمدت باعث کاهش سطح بهرهوری در اقتصاد خواهد شد. همچنین نتایج تحقیق محمدزاده و همکاران (1390)، اثنیعشری و همکاران (1388)، حیدری و همکاران (1395) نیز بر تأثیر مثبت درآمدهای دولتی و نفتی بر رشد بهرهوری تأکید داشتهاند. متغیر تأثیرگذار دیگر، درجه باز بودن است. بر رشد بهرهوری نیروی کار تاثیر گذار نیست. این متغیر به دلیل حجم زیاد واردات کالاهای واسطهای که اثرات سرریز دانش و فنّاوری را در خود دارند میتوانند به رشد و ارتقای بهرهوری کمک کنند. این نتیجه توسط مطالعات دیگری ازجمله امینی و لطفی (1393)، طیبی و همکاران (1387) مورد تأکید قرارگرفته است. لازم به ذکر است سادیای و همکاران (2010) تأثیر این عامل را منفی ارزیابی کردهاند؛ اما نکته بسیار مهم در مورد متغیرهای مرتبط با تجارت حذف متغیر نرخ ارز از متغیرهای تأثیرگذار بر رشد بهرهوی نیروکار است. این در حالی است که این متغیر میتواند بر تجارت بین کشورها بسیار تاثیر -گذار باشد و مطالعات زیادی از جمله آذربایجانی (1396)، شاهآبادی (1390)، نظری و مبارک (1386)، آفیون و هویت (1992)، آکینلو (2006) بر اهمیت این متغیر تأکید داشتهاند. حذف این متغیر در این مدل به احتمال زیاد ناشی از بیتأثیری آن بر بهرهوری نیست( به دلیل وابستگی اقتصاد ایران چه در حوزه تولید و چه در حوزه مصرف به تجارت و نرخ ارز، این متغیر قطعاً بر فضای کلان اقتصادی ایران بسیار تأثیرگذار است) اما به دلیل میزان وابستگی شدید تولید در ایران به واردات کالاهای سرمایهای و بیکشش بودن تقاضای وارداتی آنها (علی و مولایی، 1397: 90) در عمل با تغییر نرخ ارز تغییر چندانی بر تقاضای کالاهای واسطهای و استفاده از سرریز آن در اقتصاد به وقوع نپیوسته است. لذا تغییرات نرخ ارز، تاثیر چندانی بر بهبود سطح بهرهوری نداشته است. متغیر مهم دیگر که بر شاخص بهرهورینیروی کار تأثیرگذار قبال توجه دارد، شاخص اقتصاد دانشی است که از دو متغیر هزینههای تحقیق و توسعه و میزان ثبت اختراع تشکیلشده است. برخلاف مطالعات پیشین، بهرهوری از میزان اختراعات در این مدل تأثیر نپذیرفته است و در مرحله انتخاب ویژگی از زمره ویژگیهای تأثیرگذار حذف شده است. این در حالی است که در مطالعات آذربایجانی و نجفی (1396)، شاهآبادی (1390)، آمن و ویرمنی(2015)، اسنوکین و کتوزیسیت (2018) بر اهمیت و معنیداری آن تأکید شده است. دلیل این بیتأثیری میتواند پایین بودن تعداد ثبت اختراعات و عدم وجود اختراعات حساس و کاربردی در میان اختراعات ثبت شده باشد. لذا این دو عامل باعث شده است که میزان ثبت اختراعات بر رشد بهرهوری تأثیر چندانی نداشته باشد. متغیر مهم دیگر در این شاخص هزینههای تحقیق و توسعه است. علیرغم چشمگیر نبودن میزان هزینههای مرتبط با تحقیق و توسعه در اقتصاد ایران (که همین مقدار نیز وابسته به هزینههای دولتی است) نتایج نشان میدهد که با تغییرات این متغیر بهرهوری میتواند به شدت تحت تأثیر قرار گیرد. دیگر متغیر تأثیرگذار بر رشد بهرهوری کنترل فساد است که بر بهرهوری نیروی کار تاثیر بسیار زیادی دارد نیروی انسانی سالم، سازمان توانمند را به وجود می آورد و مدیران همواره به دنبال نیروی کار آمد و سالم برای افزایش بهره وری هستند وجود ساختار سازمانی مناسب، روشهای اجرائی کارآمد، تجهیزات و ابزار کار سالم، فضای کار متعادل و از همه مهمتر نیروی انسانی واجد صلاحیت و شایسته از ضروریاتی می باشند که برای رسیدن به بهره وریبیشتر نیروی کارهمواره باید مورد توجه قراگیرد.ابهطورکلی در میان متغیرها، مجموعه متغیرهای مربوط به عوامل نهادی که رابطه مستقیم با نظام انگیزشی انسان دارند، همگی از مجموعه متغیرهای تأثیرگذار بر رشد بهرهوری بودهاند. بعد از کنترل فساد، متغیر دیگر ثبات سیاسی است این متغیر نیز تاثیر بسیار زیاد بر بهرهوری نیروی کار دارد زیرا ثبات سیاسی از طریق امنیتی که برای نیروی کار فراهم می کند منجر به بالا بردن انگیزه و بازدهی نیروی کار می شود. کیفیت قوانین بر بهرهوری نیروی کار تاثیر گذار است متغیر حاکمیت قانون بر بهرهوری نیروی کار تاثیر ندارد. بنابراین متغیرهای مرتبط باکیفیت نهادی نیز از جمله متغیرهای بسیار تأثیرگذار بر رشد بهرهوری نیروی کار هستند. این متغیرها درواقع کیفیت حکمرانی در اجتماع را نشان میدهد و با توجه به اهمیت دولت در اقتصاد ایران، هر چه این شاخصها بهتر باشند در حقیقت کیفیت خدمات در اقتصاد ایران بهبود مییابد و میتواند انگیزه انسانی برای کار و تلاش بیشتر و به خصوص صرف بهتر هزینههای دولت را باعث شود و در نهایت سطح بهرهوری در اقتصاد ایران را ارتقا بخشد. لازم به ذکر است نتیجه این پژوهش با مطالعات لسگنی و همکاران (2015) و ایوانو (2012) و شاهآبادی (1392) هماهنگی دارد. متغیر دیگر که بر رشد بهره وری نیروی کار تأثیرگذار است دستمزد است. بر اساس مبانی نظری رشد دستمزد از طریق انگیزش انسان میتواند سطح محصول تولیدشده را ارتقا بخشد. و اگر دستمزد همسو با عملکرد و توانایی کارکنان باشد سبب افزایش بهره وری نیروی کار می گردد. همچنین دستمزد از طریق ایجاد تغذیه مناسب و آموزش بیشتر و استفاده از امکانات پزشکی بیشتر سبب افزایش بهره وری نیروی کار می گردد. نتایج این پژوهش باکارهای آپارسیو (2016)، اولانیزولا (2017)، سرافراز (2018)، آذربایجانی و نجفی (1396) هماهنگی دارد. دیگر متغیر تأثیرگذار بر رشد بهرهوری کل سرمایه فیزیکی است، نکته قابلذکر در مورد دستمزد و سرمایه فیزیکی این است که هر دو متغیر در مطالعات سنتی بسیار بر اهمیت آنان تأکید شده است این در حالی است که نتایج این پژوهش نشان میدهد که از اهمیت این دو متغیر در توضیح رشد بهرهوری نیروی کار کاسته شده است و قدرت توضیحی متغیرهای جدیدی مانند سرمایه انسانی، کیفیت نهادی، تحقیق و توسعه و هزینههای دولتی افزودهشده است. متغیر دیگری که با بحث تأمین مالی و انباشت سرمایه فیزیکی در ارتباط است سرمایهگذاری مستقیم خارجی است. مطالعات فراوانی از جمله آمن و ویرمن (2015) و شیو و حکمتی (2006) بر اهمیت این متغیر در رشد بهرهوری تأکید داشتهاند. این در حالی است که نتایج این پژوهش تأثیر این متغیر را بر رشد بهره وری نیروی کار تایید نمیکند همچنین متغیر سرمایهگذاری در زیرساختها و سرمایهگذاری در بهداشت ازجمله متغیرهایی هستند که در ادبیات بر اهمیت آنها بر رشد بهرهوری تأکید داشتهاند، این در حالی است که نتایج این پژوهش اثر این عوامل را بر رشد بهره وری نیروی کار تایید نمیکند لذا با توجه به درجه اهمیت متغیرهایی مانند سرمایه انسانی و اندازه دولت و عوامل نهادی پیشنهاد میگردد. برای ارتقای بهرهوری دولت نسبت به ارائه زیرساختهایی مانند آموزش رایگان و با کیفیت برای همه، بهداشت، خدمات قضایی باکیفیت، تضمین حقوق مالکیت، کنترل خشونت و ثبات سیاسی، ارائه استانداردهای معتبر و ... در جامعه متعهد بماند و دولت به بهانه کوچک کردن حجم خود نباید کیفیت ارائه این خدمات ر کاهش دهد. بلکه باید با سرمایهگذاری بیشتر در آموزش و دستگاه قضایی، زمینه را برای ارتقای سرمایه انسانی، خدمات قضایی باکیفیت و تعمیق حقوق مالکیت در کشور فراهم آورد. همچنین با توجه به اهمیت متغیرهایی مانند کنترل فساد و اندازه دولت و همچنین اجتنابناپذیر بودن بسیاری از هزینههای دولت برای فراهم آوردن زیرساختها جهت ارتقای بهرهوری، ضمن تأکید بر تقویت دستگاههای نظارتی باید در مبارزه با فساد به ابعاد فرهنگی این موضوع نیز تأکید شود و از ظرفیت مدارس در جهت هوشیاری و مبارزه با فساد بهره برد. با توجه به اهمیت تحقیق و توسعه در ارتقای سطح بهرهوری، باید از مراکز دانشگاهی و دیگر مراکز پژوهش حمایت کافی شود و همزمان باید با طراحی مکانیسمهایی، تحقیقات دانشگاهی بیشتر در خدمت نیازهای اجتماع و بخش صنعت باشد.
*این مقاله مستخرج از رساله دکتری نویسننده اول به راهنمایی مسعود نونژاد از دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز است. [1]-گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، شیراز، ایران،.Farrokh_am2009@yahoo.com [2]- گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، شیراز، ایران، نویسنده مسئول، masoudnonejad@yahoo.com [3]-گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، شیراز، ایران ، Mhrzad@yahoo.com [4]-گروه اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، شیراز، ایران JKshirazi@iaushiraz.ac.ir
[i]Clark [ii]Steiner &Goldner [iii]Kim et al [iv]Aghion&Howitt [v] Coe &Helpmen [vi] Coe&Moghadam [vii]Lasagni et.al [viii]Young [ix]Krugman [x]Owyong&Thangavelu [xi] Easterly & Levine [xii]Romer [xiii]senhadji [xiv] Beyer &Vegara [xv] Cordoba et al [xvi]Cashell [xvii] Jorgenson [xviii]Akinlo [xix]Pessoa [xx]Toader [xxi]Oluwanisola [xxii]Hendarmin [xxiii]Nirola [xxiv]Cororaton [xxv]Meniago [xxvi]Aman, E. Virmani [xxvii]Shiu, A &Heshmati [xxviii]Haousas&Yagoubi [xxix]Bonga [xxx]Trpeski [xxxi]Sadia [xxxii]Behera et all [xxxiii]Aparicio [xxxiv]Katovich [xxxv]Sniukine&Matuzeviciute [xxxvi]Dieppe&Mutl [xxxvii]Zaman [xxxviii]Fazlıoğlu [xxxix]Joao Gabriel [xl]Ivano [xli] Multi-Layer Perceptron [xlii]Heravi et all [xliii] Marquardt-Levenberg [xliv]Oreski [xlv] Non-dominated Sorting Genetic Algorithm (NSGA-II) [xlvi] Garson | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
یادداشتها
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
آمار تعداد مشاهده مقاله: 339 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 117 |